قسمت آخر از فصل 1 منتشر شد
سریال ماکلیت : سوها، دختری جوان که بعد از از دست دادن پدر و مادرش توسط پدربزرگش بزرگ شده، زندگی ساده اما محکمی دارد. او با رفای، همسری مهربان و عاشقپیشه، زندگی خوشی را سپری میکند. اما دنیایش زمانی فرو میریزد که رفای در یک حادثهی تلخ جانش را از دست میدهد.در سوی دیگر، زاویار مردی ثروتمند و مغرور است که همهچیز در زندگی دارد، جز عشق واقعی. او زمانی عاشق شده بود، اما پس از خیانت دیدن، دیگر به عشق و رابطه باور ندارد و از احساسات فاصله گرفته است.سرنوشت، سوها و زاویار را در مسیر یکدیگر قرار میدهد، در حالی که در ابتدا از ارتباط واقعی میانشان خبر ندارند. زاویار از اشتباهی در گذشته عذاب وجدان دارد و برای جبران آن، تصمیم میگیرد به سوها و خانوادهاش کمک کند. همین موضوع کمکم او را به سوها نزدیک میکند و باعث میشود عاشق او شود. اما غرور و خودخواهی زاویار سبب میشود ...
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
در ثبت نام ایمیل صحیح وارد کنید، برای فراموشی رمز لازم میشود.
پس از ثبت نام/ورود از اینجا اشتراک تهیه کنید.
پس از خرید اشتراک، به آرشیو فیلمها، سریالها و پخش آنلاین در نلی موویز دسترسی دارید.
پس از خرید اشتراک، میتوانید با کیفیت دلخواه و بدون محدودیت دانلود کنید.
سلام خدمت دوستان 🙋🏻♀️.
«مالکیت» از اون دسته سریالهاییِ که عشق رو با مفاهیمی مثل غرور، بخشش، عذاب وجدان و سرنوشت گره میزنه. داستان، فقط درباره عاشق شدن دو نفر نیست؛ بلکه درباره آدمهاییِ که هر کدوم اسیرِ گذشته، تصمیمها و اشتباهات خودشون هستن. سریال تو همون قسمتهای ابتدایی با یه تصادف سرنوشتساز، مسیر زندگیِ شخصیتها رو به هم گره میزنه و از همونجا سؤال اصلی رو مطرح میکنه: آیا یک اشتباه، هرچند ناخواسته، میتونه تا آخر عمر زندگی یک انسان رو زیر و رو کنه؟
شخصیتهای داستان
▪️زاویار؛ قانونمداری که عشق، قوانینش رو از نو نوشت:
زاویار در ابتدای داستان یک تاجر موفق، مغرور، قانونمدار و سختگیرِ. خودش رو در چند سکانس اینطور به مخاطب معرفی میکنه:
«تو کتابِ من، شانس دوم وجود نداره.»
«من به بخششِ اشتباهات اعتقاد ندارم، به مجازات معتقدم.»
زاویار مردیِ که احساساتش رو پشت دیوار قوانین پنهان کرده، اما یه تصادف، آرامآرام این دیوار رو فرو میریزه. جذابترین بخش شخصیت زاویار، مسیر تحولشِ؛ مردی که از غرور به فروتنی و از قانونگراییِ خشک به فداکاریِ عاشقانه میرسه.
✔️ برخی از ویژگیهای شخصیت زاویار:
زاویار یکی از جذابترین شخصیتهای سریال مالکیتِ. مردی موفق، مغرور و قانونمدار. مردی که با جبرانِ گذشته، راه رستگاری و عشقِ واقعی رو پیدا کرد.
۱. ریشههای شکلگیری شخصیت:
زاویار در خانوادهای ثروتمند بزرگ شده. پدرش الگوی قانونمداری بود و این باعث شد زاویار از کودکی یاد بگیره که:
– موفقیت مادی و کنترل، مهمترین چیزهای زندگی هستن.
– بخششِ اشتباه به نوعی ضعف محسوب میشه.
– احساساتش رو نشون نده و همیشه قوی به نظر برسه.
این تربیت، اونو به مردی تبدیل کرد که تو روابط نزدیک، ابتدا واکنش دفاعی نشون میداد و غرور و اصول رو اولویت قرار میداد.
۲. تعارض اصلی؛ غرور در مقابل عشق و جبران:
بزرگترین تعارض زاویار، کشمکش بین «غرور و اصول سختگیرانه» و «عشقِ عمیق و نیاز به جبران» بود.
– کمک نکردن به سها و رافی در شبِ حادثه، عذاب وجدانی شدید در زاویار ایجاد کرد.
– این اتفاق اونو وادار به مواجهه با ضعفهای درونیش کرد.
– ازدواج با سها هر چند در ابتدا با عشقِ زاویار نسبت به سها بود ولی شاید کمی هم از روی مسئولیت و جبران بود، اما کمکم به عشقی واقعی و عمیقتر تبدیل شد.
زاویار بین دو حالت «من هیچوقت تغییر نمیکنم» و «برای سها همه چیزو تغییر میدم» بود.
۳. راهکارهای زاویار:
– غرور و برتریجویی: برای پوشاندنِ ترس از آسیب عاطفی، خودش رو قانونمدار نشون میداد. (مربوط به قسمتهای اول)
– کنترل و اصولگرایی افراطی: برای جلوگیری از آسیب دیدن دوباره، همه چیز رو تحت کنترل نگه میداشت. (مربوط به قسمتهای اول)
– جبران و فداکاری: بعد از عاشق شدن، جبران رو به عنوان راه اصلی اثبات عشق انتخاب کرد (مکانیسم بالغ).
– سرکوبِ احساسات: ابتدا احساسات عمیقش رو نشون نمیداد، اما کمکم یاد گرفت اونها رو بیان کنه.
۴. تحول شخصیت:
تحول زاویار یکی از نقاط قوت سریال بود. او از مردی:
مغرور، سختگیر و قانونمدار در ابتدای داستان، به مردی: فداکار، صبور و آماده پذیرش عشق در نیمه دوم رسید. این رشد، تدریجی بود و نه ناگهانی. زاویار یاد گرفت که عشق واقعی یعنی «تغییر برای دیگری» و «جبران بدون چشمداشت». اعتراف عاشقانهاش به سها، نقطه اوج این تحول عاطفی بود.
🔹️جمعبندی شخصیت
زاویار نماد انسانِ جبرانکنندهست. قویترین ویژگی زاویار، ظرفیتِ بالایِ تغییر و فداکاری بود. نشون داد که حتی مردان سخت و قانونمدار هم وقتی واقعا عاشق میشن، میتونن تمام اصولشونو برای خوشبختی طرف مقابل زیر پا بذارن. در مقایسه با شخصیتهایی مشابه، زاویار خیلی سالمتر و قابل بخششتر بود، چون اشتباهِ ناخواستهاش رو انکار نکرد و تمام تلاششو برای ترمیم گذاشت.
▪️سها؛ زنی که بارِ زندگی دیگرانو به دوش کشید و دیر اما دوباره عاشق شد:
سها دختری مهربون و مسئولیتپذیرِ که بعد از مرگ رافی، بار زندگی خانوادهاش رو به دوش میکشه. بزرگترین ویژگی سها، از خودگذشتگیِ اما همین ویژگی، گاهی به نقطه ضعفش تبدیل میشه. انقدر تو گذشته زندگی میکنه که فرصت دیدنِ حقیقتِ امروز رو از خودش میگیره. تحولش از بیوهای دردمند به زنی قوی و عاشق، خیلی قشنگ پرداخت شده بود. سها نماد زنانی بود که با وجود تمام رنجها، هنوز به زندگی و عشق امید دارن.
✔️ برخی از ویژگیهای شخصیت سها:
زنی فداکار و از خودگذشته که در نهایت با صبر و همدلیِ زاویار به آرامش و خوشبختی رسید.
۱. ریشههای شکلگیری:
سها در خانوادهای بزرگ شد که ارزشهای سنتی و فداکاری رو اولویت قرار میدادن. مرگِ زودرسِ رافی، اونو تو موقعیتی قرار داد که:
– مسئولیت کاملِ خانواده (مخصوصاً مادر و خواهرزاده رافی) رو بر عهده بگیره.
– احساس کنه باید «قوی» باشه و اجازه ضعف به خودش نده.
این تجربیات باعث شد سها احساس مسئولیت بیش از پیدا کنه.
۲. تعارض اصلی؛ فداکاری در مقابل خوشبختیِ شخصی:
بزرگترین تعارض سها، کشمکش بین فداکاری برای دیگران و حقِ داشتنِ خوشبختیِ شخصی بود.
– سها مدتی خودشو فدا کرد (برای مادرشوهر، عُمَر و حتی حفظ آبرو.)
– وقتی زاویار وارد زندگیش شد، بین «ترس از تکرارِ درد» و شاید «میل به عشق» گیر کرد.
– این تعارض باعث شد ابتدا زاویار رو رد کنه و غرور و لجاجت نشون بده، اما کمکم قلبش نرم شد.
۳. راهکارهای سها:
– فداکاری افراطی: برای پوشوندن درد خودش، خوشبختی دیگرانو اولویت قرار میداد.
– انکار و فاصلهگیری: ابتدا عشق زاویارو انکار میکرد و با لجاجت ازش دور میشد تا از آسیب احتمالی جلوگیری کنه.
– توجیه عقلی: رفتار سردش با زاویارو با جمله «من بیوهام» یا «نمیتونم فراموش کنم» توجیه میکرد.
۴. تحول شخصیت:
تحول سها تدریجی و البته کمی دیرهنگام بود. سها از زنی: فداکار، آسیبپذیر و لجباز در نیمه اول، به زنی: آماده پذیرشِ عشق در پایان رسید. لحظهای که بالاخره عشقش به زاویارو پذیرفت و گفت «دوستت دارم»، نقطه اوج این تحول عاطفی بود. یاد گرفت که فداکاری خوبه، اما نباید به قیمت نابودی خودش تمام بشه.
🔹️جمعبندی شخصیت
سها نماد زن فداکار اما در حال رشد بود. فداکاریهاش از روی عشق بود، نه غرور. کمبود حمایتِ عاطفی و فشارهای زندگی، اونو به زنی قوی اما بسته تبدیل کرده بود، که عشق زاویار، اونو به سمتِ پذیرش و شادی سوق داد. نقش سها نشون داد که حتی بعد از رنجهای زیاد، میشه دوباره به زندگی و عشق اعتماد کرد.
▪️زرقا؛ زنی که با زهرِ کلام، آرامشِ همه رو نشونه میگرفت:
منفورترین شخصیتِ سریال؛ زنی حسود، طعنهزن، با زبان تلخ و همیشه ناراضی که تقریباً در تمام طول داستان، عامل بسیاری از بحرانهاست. از همون دروغِ قسمت دوم که زمینهساز تصادفِ رافی شد تا سمپاشیهای همیشگی علیه سها. حضورش بیشتر از اینکه گرهگشا باشه، گرهسازِ. با این حال، حادثه عُمَر تو قسمت ۲۹ نشون داد که پشت اون ظاهرِ تلخ و خشن، هنوز غریزه مادری زندهست. تنها سکانسِ مثبتِ زرقا تو قسمت ۲۹ و به خاطر نگران شدن درباره حادثه عُمَر بود و دیگه هیچ مورد مثبت یا شِبه مثبتی ازش نمیبینیم. (تو این قسمت نشون داد که یه مادر همیشه مادره حتی اگه زرقا باشه.)
شاید براتون سوال پیش بیاد زرقا هنری هم داشت؟ باید بگم بله: سوهانِ روح و چوبِ لای چرخِ بقیه بودن، نفرت پراکنی، زهر کردنِ خوشیِ بقیه و از همه مهمتر، هنرِ شوهر کردن و خیلی زود دلکندنِ از شوهری که انتخاب کرده و طمعِ زیاد برای ازدواجِ بعدی. 😐
زرقا نماد کسانی بود که از خوشبختی دیگران حرص میخورن و با رفتارهاشون، تنش ایجاد میکنن.
مادر زرقا در مقابل بداخلاقی و طعنه زدن و امر و نهیهای زرقا مقابله نمیکرد و زرقا هر کاری دلش میخواست، میکرد. خیلی در مقابل زرقا کوتاه میومد، انگار زرقا بزرگترِ خونهست. 😒
زرقا حتی بعد از اینکه از دبی برگشت (قسمت ۲۰)، با اینکه، سها مخارج زندگی رو تامین میکرد، باز هم دست از افاضات و سمپاشیهاش برنداشت. رفتار و میمیکِ صورتِ زرقا، واقعا شبیه آدمایی بود که مشکل روحی و روانی دارن.
▪️سایر شخصیتها:
مادر شوهرِ سها، شخصیتِ حمایتگر اما گاهی تحت فشار بود. زارا و زیمل (خواهران زاویار) هم شخصیتهایی همدل بودن که نقش مثبتی تو داستان داشتن.
روند داستان
داستان با شکست عشقیِ زاویار و مرگ ناگهانیِ رافی آغاز میشه؛ دو اتفاقی که ظاهراً هیچ ارتباطی با هم ندارن اما سرنوشت، اونها رو به هم پیوند میزنه.
عذاب وجدانِ زاویار بابت کمک نکردن به سها در شب تصادف، باعث میشه آرامآرام وارد زندگیش بشه. ابتدا فقط برای جبران، اما خیلی زود این احساس به عشق تبدیل میشه. در طرف دیگه، سها که هنوز تو سوگ رافی زندگی میکنه، حاضر نیست حتی به آینده فکر کنه. همین تضاد، هسته اصلی داستان رو شکل میده؛ مردی که میخواد گذشته رو جبران کنه و زنی که نمیتونه از گذشته دل بکنه.
زاویار تو قسمت ۳، به خاطر عذاب وجدانی که برای کمک نکردن به سها داشت، به خونه سها میره. خودش رو دوستِ رافی معرفی کرد و موقعیتهای بعدی رو هم خدا جُفت و جور میکنه. 😉
زاویار از قسمت ۱۴ نظرش به سها جذب میشه، البته قبلش هم نظرش جلب شده بودا، ولی دیگه کار از کار گذشته بود و رسما رفته بود تو مرحله عاشقی، حتی رویا هم دید، ای ناقلا. 😅👌 (زاویار خان افتادی تو دام عاشقی، نفهمیدی، نفهمیدی … اگه با ریتم نخونین، تاثیر لازمو نداره.) 😉
نیمه اول سریال بیشتر روی شکل گرفتنِ این رابطه و شناختِ تدریجیِ شخصیتها متمرکز و ریتم مناسبی داره، اما از نیمه دوم، داستان وارد فاز ازدواج اجباری، سوءتفاهمها و کشمکشهای طولانی میشه؛ جایی که گاهی فیلمنامه بیش از حد روی لجبازیِ سها و رنج کشیدن زاویار اصرار میکنه. در نهایت، پس از عبور از سوءتفاهمها، دخالتهای کیرن، اعترافها و فداکاریهای متعددِ زاویار، سها حقیقت رو میبینه …
فیلمنامه
بزرگترین نقطه قوت فیلمنامه، شخصیتپردازیِ زاویارِ. تغییر تدریجیش کاملاً قابل لمسِ و بیننده قدمبهقدم این تحول رو احساس میکنه. همچنین دیالوگهای زیادی در طول سریال ماندگار هستن؛ مخصوصاً گفتوگوهای زاویار و سها درباره بخشش، رنج و عشق.
سکانسِ رویاروییِ سها و زاویار تو قسمتهای ۲۸ و ۳۸، بدون شک از بهترین صحنههای سریالِ. اعتراف زاویار به کوتاهی خودش، عذاب وجدانی که ماهها با اون زندگی کرده و نفرینهای سها (قسمت ۲۸)، از احساسیترین لحظات داستان هستن و محسن عباس در این سکانسها (قسمتهای ۲۸ و ۳۸)، یکی از بهترین بازیهای سریال رو ارائه میده. 👌
با این حال، فیلمنامه بینقص نیست. اصرار طولانیِ سها بر نفرت از زاویار، حتی بعد از دیدن تمام فداکاریهاش، گاهی بیش از حد طولانی و دچار کش و قوس اضافی میشه. در واقع، سها تمامِ تقصیرِ مرگ رافی رو به گردنِ رهگذری میاندازه که فقط کمک نکرده؛ در حالی که عواملِ اصلیِ دیگهای مثل دروغِ زرقا، عجله برای برگشت و حتی نامعلوم بودن امکان نجاتِ رافی هم وجود داشتن و به گفته سها اون شب، به غیر از زاویار، رانندههای دیگهای هم بودن که سها ازشون کمک خواست ولی اونها هم کمک نکردن. همین موضوع باعث میشه تو بعضی قسمتها، سها بیش از اندازه حقبهجانب به نظر برسه. از طرف دیگه، فتنه کیرن تو قسمتهای پایانی هم یکی از همون کلیشههای رایجِ سریالهای عاشقانهست. سوءتفاهمی که خیلی سریع ایجاد شد و بعد با شنیدنِ یک اعترافِ ناخواسته از بین میره. اگه اعتماد تدریجیِ سها به زاویار باعث میشد خودش حقیقت رو کشف کنه، پایان رابطهشون تأثیرگذارتر میشد.
نکته دیگهای که جای کار داشت، شخصیتِ سها بود. در اینکه سها دختر خوب و مهربونی بود و به بقیه اهمیت میداد، شکی نیست، ولی برای اینکه عشقِ فراوانِ زاویار بهش، توجیهِ بهتری پیدا کنه، منطقیتر بود که فیلمنامه فرصتِ شکوفاییِ استعداد و توانایی رو برای سها فراهم کنه، اما فیلمنامه فرصت چندانی برای نمایشِ تواناییها، استعدادها یا ویژگیهایِ خاصش فراهم نمیکنه. برای شخصیتی مثل زاویار که به واسطه خانواده و تجارتش تو محیطی حرفهای و میونِ افرادِ موفق زندگی میکنه؛ دیدنِ زنهای موفق، خودساخته و خاص براش دور از ذهن نیست. (از اونجایی که سریال دو نویسنده داشت، انتظار میرفت برای پرورشِ شخصیتِ سها وقت و امکان بیشتری تو فیلمنامه گنجونده میشد.) و بهتر بود دلایلِ عاشق شدنِ زاویار فقط به مهربونی و فداکاریِ سها محدود نمیشد و به ابعاد بیشتری از شخصیتِ سها هم پرداخته میشد تا دلایل عشقِ فراوانِ زاویار ملموستر و واقعیتر به نظر میرسید.
برخی از سکانسهای سریال:
🔹️قسمت ۱؛ زاویار: تو کتابِ من شانسِ دوم وجود نداره.
🔹️قسمت ۷؛ زاویار: من به بخششِ اشتباهات اعتقاد ندارم، به مجازات معتقدم.
🔹️قسمت ۱۱؛ زاویار در جواب خواهرش، نسبت به سختگیریهاش: من تا حالا به خاطرِ هیچ کس عوض نشدم و عوض هم نمیشم. تو خونه من، قوانین من اجرا میشه.
🔹️قسمت ۱۲؛ زاویار: من قوانین رو فقط برای بقیه وضع نمیکنم، خودمم ازش پیروی میکنم.
🔹️قسمت ۱۲؛ زاویار: زاویار احتشام تو تجارت معامله میکنه، اون سَرِ شرافت معامله نمیکنه.
🔹️قسمت ۱۳؛ (مثل اینکه زاویار این اخلاقِ تابعِ اصول بودن رو از پدرش به ارث برده چون) خواهرش، زارا بهش میگه: پدر هیچ وقت منو تشویق نکرد، اصول، همیشه اولویتش بود، هیچ وقت، وقت نداشت، هیچ وقت ظالم نبود ولی منعطف هم نبود. زاویار داری دقیقا مثل بابا میشی، تو اهمیت میدی ولی بلد نیستی نشون بدی، انقدر سختگیر نشو که آدما بهت بگن، بیرحم. زاویار: دارم شبیهش میشم، اون الگوی من هست و خواهد بود.
🔹️قسمت ۱۶؛ سها خطاب به زاویار و برای اینکه زاویار خیلی خودشو درگیر اصولش نکنه: نعمت خدا جلوته، و تو ردش میکنی چون خلافِ اصولته، این اصول نیست، اسیرِ اون اصول شدنه.
🔹️قسمت ۱۶؛ سها خطاب به مادرشوهرش: من و رافی فقط چهار روز با هم بودیم. رافی شاید از این دنیا رفته باشه ولی هیچ وقت از دلم نرفته، میخوام با خاطراتش زندگی کنم.
🔹️قسمت ۱۶؛ سها در جواب زیمل: (چیزی که سرنوشت برام مقدر کرد) غم نیست، اسمش رنجه، و رنج نه صبر میاره و نه آرامش، قبول کردنِ خواست خدا به عنوان خواستِ خودم سختترین مرحله بود برام. اما با گذر زمان فهمیدم که هیچی همیشگی نیست. اگه شفا توی بیماری باشه و خدا تویِ درد پیدا بشه، کدوم رو انتخاب میکنی؟ من دردم رو انتخاب کردم و با گذر زمان، بغلش کردم.
🔹️قسمت ۱۶؛ سها: پدربزرگ، رافی رو برام انتخاب کرد، من حتی نمیدونستم عشق واقعی چیه.
🔹️قسمت ۲۱؛ کیرن: دعا میکنم زود عاشق بشی زاویار …. اونوقت میفهمی که آدم تو عاشقی چقدر بی دست و پا میشه.
🔹️قسمت ۲۳؛ زاویار خطاب به زرقا: من دو جور آدم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم، آدم باشخصیت و آدم بیشخصیت. (اونجا که گفت بیشخصیت و جهتِ سرش به سمت زرقا بود، خیلی خوب بود.) 😄👌👏
زاویار تو قسمت ۲۴، نه تنها زیمل و فهد، بلکه همه رو با تصمیمش غافلگیر کرد. 😉👌
🔹️قسمت ۲۵؛ زیمل: داداش منو ببخش، در موردت اشتباه فکر میکردم. زاویار: اشتباه فکر میکردی، یعنی سخت، بیاحساس، آدمِ بد. یه نفر دیگه هم همین فکرو در موردم میکنه. زیمل: داری در مورد سها حرف میزنی؟ اون ته دلش آدم بدی نیست، دردِ بقیه رو درد خودش میدونه، ازش دلخور نباش.
🔹️قسمت ۲۵؛ کیرن: زاویار این روزها خیلی تغییر کرده، آروم تر شده، حتی تصمیمات خودش رو هم تغییر میده. نکنه به خاطرِ خواهشِ سها نظرشو تغییر داده … هر جا سها باشه، زاویار هم همون جاست.
🔹️قسمت ۲۵؛ زاویار: قراره به فکرِ خودت باشی سها، تو برای بقیه زندگی میکنی، برای رابطههایی زندگی میکنی که حتی خونی هم نیستن. کی میخوای برای خودت زندگی کنی؟ … سها: اون کسایی که بهشون میگی غریبه تنها آدمایی هستن که من دارم. زاویار: هر کسی میتونه مال تو باشه اگه بخوای. سها: فکر کنم تو یادت رفته که من بیوه یه نفرم. زاویار: تو دنیا زنایِ زیادی مثل تو هستن، اونا حق ندارن زندگی رو ادامه بدن. سها: آره، میتونن اما من دور خودم یه خط کشیدم، نمیتونم ازش بیرون بیام و نمیتونم اجازه بدم کسی واردش بشه. 🫤
🔹️قسمت ۲۶؛ زاویار: آدمِ محترم نمیتونه عاشق بشه سها؟ سها: تو داری برام دل میسوزونی. زاویار: من میخوام با عزت و احترامی که لایقشی تو رو مال خودم کنم. من عاشقت شدم. سها: این باید همین الان تموم بشه، من بیوه هستم و چیزی بیشتر از این نمیخوام.
🔹️قسمت ۲۸؛ سها میره پیش زاویار و جریان کمک نکردن اون شب رو به رُخِش میکشه. سها: میدونی درد یعنی چی؟ حسش میکنی؟ من میگم درد یعنی چی؟ اینکه به یکی دروغ بگی، فریبش بدی، اینکه اشک و زاریِ یه نفر رو با پول بخری، این یعنی درد. اینکه یه آدمِ بیپناه رو تو خیابون ول کنی، دردِ واقعیه. اون شبِ بارونی رو یادته؟ شبی که تمام آسمون برای بیکسیِ من گریه میکرد. به ما سرپناه دادی و فکر میکنی گناهات بخشیده میشه. زاویار: من گناهکارم، میتونستم برای نجاتش تلاش کنم … شاید وقت رفتنش رسیده بود، اما باید تلاش میکردم … برای اینکه تا آخر عمر پشیمون نباشم، از اون روز یه لحظه هم آرامش نداشتم … هر روز گریه کردم، سها خواهش میکنم منو ببخش … سها: از اون موقع همش دعا میکردم یه روز جلوم ظاهر بشه … تا ازش بپرسم چرا اینقدر بیرحم بود … رافی میخواست زنده بمونه … تو باید تلاشت رو میکردی .. ازم میخوای ببخشمت؟ میدونی چقدر از اون مرد متنفر بودم … نفرینت میکنم … تا روزی که زندهام تاوانِ این کوتاهیت رو میدی … (زاویار تو این سکانس خیلی تنها بود و اوج احساس و غمش رو نشون میداد، بازیِ خوب و احساسی.) 👏👌
🔹️قسمت ۲۸؛ مادر شوهر سها خطاب به زاویار: قسمتِ بدِ پسرم بود که اینطور بمیره، اگه تو نبودی، یکی دیگه بود، دردِ واقعی اینه که مرگ پسرم، زندگی عروسم رو نابود کرد.
🔹️قسمت ۲۸؛ مادر شوهر سها خطاب به سها: فکرش رو بکن، حتی اگه رافی به بیمارستان منتقل میشد، از مرگش جلوگیری میشد؟ نه، مگه نه؟ چون روز مرگش از قبل نوشته شده، روز مرگ مشخصه. برای همین دقیقا سرِ وقتش رسید، نه یه دقیقه زودتر و نه یه دقیقه دیرتر، من و تو نمیتونیم زمانی رو که سرنوشت تعیین کرده، عوض کنیم. یه سری قانون تو طبیعت وجود داره، همشون همینطوری عمل میکنن. وقتی من زاویارو بخشیدم، تو هم همین کارو کن. سها: تو میتونی ببخشی ولی من نمیتونم اون شب رو فراموش کنم … میتونست کمک کنه … . (مادر رافی که چندین سال پسرش در کنارش بود، منطقی رفتار کرد، در مورد سرنوشت و چیزهایی که مقدر میشن و ما در اونها نمیتونیم دخالت کنیم، حرفهای خوبی زد ولی سها که فقط چهار روز با رافی زن و شوهر بود، به نوعی آتیشش داغتر بود و اصلا این نکته رو در نظر نمیگرفت که به قول خودش اون شب هیچ ماشینی نایستاد و بهش کمک نکرد و اصلا تضمینی هم نبود که رافی زنده میموند یا نه و از همه مهمتر اینکه، مقصر اصلی، خواهرِ رافی بود که اون شب دروغ گفت. حتی از یه جنبههایی میشه اینطور دید که اون شبِ بارونی، سها هم نباید اصرار به بیرون رفتن میکرد. در واقع سها همه چی رو نادیده میگرفت و خیلی حق به جانب، فقط یقه یه رهگذر رو به خاطرِ مرگِ رافی میگرفت! تصادف ربطِ مستقیمی به زاویار نداشت و اون فقط رهگذر بود. درسته که سها نمیدونست زاویار اون شب حالِ روحیِ خوبی نداشت و به نوعی شکستِ عشقی خورده بود و اوضاع مساعدی نداشت ولی این همه طلبکار بودن هم خیلی قابل تاملِ.
🔹️قسمت ۲۹؛ سها: ازت متنفرم زاویار. زاویار: خوبه، حتی اگه متفر باشی، بازم یه رابطهای بینمون هست.
🔹️قسمت ۳۰؛ زاویار: ازدواجِ اجباری همیشه محکوم به شکست نیست، گاهی عاشق هم میشن … زارا تو زندگی باید ریسک کرد. زارا: توی عشقت خودخواه شدی، زاویار داری در حقش ظلم میکنی. زاویار: شاید اینطوری به نفعش باشه کی تو دنیا بیشتر از من دوستش داره… خودمم دارم تازه با این نسخه از خودم آشنا میشم.
🔹️قسمت ۳۰؛ زاویار: قراردادی در کار نیست زیمل، فقط میخوام به اون دخترِ احساساتی تمام خوشبختی دنیا رو بدم.
🔹️قسمت ۳۶؛ زاویار به رخِ زرقا کشید که تو میخوای سها از من جدا بشه و تمام مسئولیتهای اون خونه رو به دوش بکشه. بین من و سها قرار نگیر. تا وقتی زاویار احتشام زندهست، هیچ کس نمیتونه خوشبختی و حق زندگیِ سها رو ازش بگیره.
🔹️قسمت ۳۷؛ زاویار: این بیتفاوتی تو یه روز منو میکشه. سها: بیتفاوتی من هیچ وقت تموم نمیشه.
🔹️قسمت ۳۸؛ زاویار: دارم تاوان جُرمی رو میدم که مرتکب نشدم … هر روز ازت میشنوم که من بدم، سنگدلم، پَستم … ولی هیچ وقت از عشقت برام کم نمیشه سها… احترام فقط مخصوصِ زنها نیست، مردها هم بیآبرو میشن، تو منو بیآبرو کردی سها تو یه جمع، جلوی همه. (قسمت ۳۸ اوجِ بازیِ محسن عباس رو دیدیم، حس خشم، عشق، درموندگی و … رو همزمان خیلی زیبا اجرا کرد.) 👌👏
🔹️قسمت ۳۹، زیمل خطاب به سها در مورد شب تصادف: شب حادثه افراد دیگهای هم بودن، همه رو مجازات کن سها. هیچ کس به اشتباهش اعتراف نکرد. فقط زاویار اعتراف کرد. اعتراف به گناه اینقدر سخته؟ تو فراموش کردی که برای گرفتنِ حقِ یه آدم مرده داری زندگیِ یه آدم زنده رو نابود میکنی سها. داداشم ناخواسته انجام داد ولی تو همه این کارها رو خواسته انجام میدی. (بارش دُر و گوهر و حرفهای حق توسط زیمل، خدا ازت راضی باشه دختر، حرف دل ما رو زدی.) 👌👏
🔹️قسمت ۴۰؛ زاویار: یک ماه به من فرصت بده تا اعتمادت رو جلب کنم، بیا با هم دوست باشیم تو این یک ماه، خاطرات خوب بسازیم … بعدش اگه نظرت عوض نشد از هم جدا میشیم سها. تو سکوت جدا میشیم، پس دشمنی نکنیم، اگه قراره جدا بشیم پس چرا بجنگیم.
🔹️قسمت ۴۶؛ زاویار: فراموش کردنت از اختیارم خارجه سها. میمیرم. سها: پس بمیر. فکر کردی حرفات دلمو نرم میکنه … زاویار: دوری از تو خیلی درد داره… من بدون تو ناقصم.
🔹️قسمت ۴۷؛ زاویار خطاب به زارا: از هم پاشیدن، بخشی از عشقه ولی نابود کردنِ یه آدم، نه.
🔹️قسمت ۴۷؛ سها: من همیشه زاویار رو اشتباه قضاوت کردم، همه تقصیرها رو انداختم گردنِ اون.
✔️ نکته ۱:
سها به طور اتفاقی و به اذنِ پروردگار از نقشه قتلِ زاویار با خبر میشه و جونشو نجات میده. (قسمت ۸). به لحاظِ برخوردهای اتفاقیِ آدمها و اینکه راحت همدیگه رو میبینن، تقریبا تو همه سریالهاشون، گاهی اینطور به نظر میرسه که پاکستان در حد یه خیابونِ اصلیه و بقیهاش چندتا خیابونِ فرعی و کوچه (یه پاساژی هم تقریبا پای ثابتِ همه فیلمهاشونه، مغازههای اونجا رو هم حفظ شدیم 😉😅). هر جور قوانین فیزیک، شیمی، ریاضی و حتی نجوم رو هم حساب کنی، شنیدنِ نقشه قتلِ زاویار خیلی بعید به نظر میرسید ولی بازم باید خودمونو به اون راه بزنیم 😉 و به سازِ نویسنده، هم برقصیم، هم بریم جلو.
یا یه مورد دیگه از کوچک بودن دنیای سریالهای پاکستانی: تو قسمت ۲۳؛ یه تصادف تو خیابون رخ میده، دست بر قضا زاویار اونجا بود، و باز هم دست برقضا فهد هم به اونجا میرسه و شوالیهوار به کمکِ مردِ مجروح میره؛ زاویار با دیدن این صحنه، تحت تأثیر قرار میگیره، البته یکم بعدش باز هم زاویار تصادفی فهد رو میبینه. (انگار چندتا رستوران و کافیشاپِ محدود هم تو پاکستان هست، از بس تصادفی و تو یه ساعت همدیگه رو میبینن.) 😉
✔️ نکته ۲:
فتنه کیرن برای بهم زدن رابطه سها و زاویار تو اواخر داستان، با شنیدنِ اعتراف ناخواسته کیرن برطرف شد. این شیوه از برطرف شدنِ سوءتفاهمها (یعنی شنیدنِ ناخواسته حرفها) جزو کلیشههای سریالی محسوب میشن. در صورتی که قشنگتر بود عشقِ زاویار و کارهایی که برای سها و خانوادهاش کرده بود، سها رو برای تحقیقِ بیشتر و دادنِ فرصت برای کشفِ حقیقت، ترغیب میکرد. (سها خیلی زود فریب کیرن رو خورد و به زاویار شک کرد.)
نقاط قوت
۱. شخصیتپردازی و روندِ تحولِ زاویار.
۲. بازیِ خوب محسن عباس، مخصوصاً تو قسمتهای ۲۸ و ۳۸ که عذاب وجدان، عشق، خشم، درماندگی و فروپاشی رو همزمان به تصویر کشید.
۳. عشق زاویار به سها؛ عشقش خالص و از مسیر جبران شکل گرفت (دل مخاطب رو برد.) 🥲
۴. پیام جبران و بخشش؛ سریال به خوبی نشون داد که اشتباهات گذشته رو میشه با مسئولیت و عشق جبران کرد.
۵. بازی بازیگران؛ مخصوصاً زاویار و سها، حسِ بینشون خوب بود و لحظاتِ احساسی رو خوب اجرا کردن.
۶. دیالوگهای خوب درباره بخشش، سرنوشت، عشق و مسئولیت.
۷. ریتم مناسبِ نیمه اولِ داستان.
۸. شخصیت منطقیِ مادر رافی که با وجود داغِ فرزندش، نگاهِ عاقلانهای به تقدیر و بخشش داشت.
۹. پایان خوش و جمعبندیِ رضایتبخش داستان.
نقاط ضعف (جاهای قابل بهبود)
۱. رفتارِ اولیه سها؛ لجبازی و بیتوجهی طولانیش به زاویار گاهی منطق داستان رو ضعیف میکرد.
۲. در توجیه عشقِ فراوانِ زاویار، پرداختِ کافی به شخصیتِ سها نشده بود و تواناییهای فردیش کمرنگ بودن.
۳. شخصیتِ بیش از حد سیاهِ زرقا؛ انقدر تلخ و حسود بود که گاهی اغراقآمیز به نظر میرسید.
۴. ریتم میانی؛ بعضی قسمتها درگیر درامهای تکراری بودن و میتونستن فشردهتر باشن.
۵. فاصله گرفتن بیش از حد سها از زاویار بعد از ازدواج.
۶. کلیشهای بودن سوءتفاهمِ پایانی با کیرن.
۷. اتفاقات تصادفی متعدد که گاهی بیش از حد غیرواقعی به نظر میرسن.
جمعبندی
«مالکیت» شاید از نظر داستانی، ایدهای کاملاً تازه نداشته باشه، اما با شخصیتپردازیِ موفقِ زاویار، دیالوگهای احساسی و بازیهای قابل قبول، تونسته عاشقانهای تأثیرگذار خلق کنه. زاویار، شخصیتی که از مردی مغرور و قانونمدار، به عاشقی تبدیل میشه که حاضرِ غرور، اعتبار و حتی آرامش خودش رو برای کسی که دوستش داره کنار بذاره. در مقابل، سها اگرچه شخصیتی شریف و مهربانِ، اما فیلمنامه بیش از حد اونو تو گذشته نگه میدارده و دیر اجازه میده که تغییر کنه. در نهایت، «مالکیت» بیش از اونکه درباره مالک شدن باشه، درباره رها کردنِ غرور، پذیرفتنِ اشتباه و اثباتِ عشق از راه عملِ؛ عشقی که بارها زمین میخوره، اما دست از تلاش برنمیداره تا سرانجام به آرامش برسه. قصهاش هم تلخ بود، هم پر از امید، هم پر از لحظههایی که دل آدم رو فشرد و همزمان به فکر فرو برد. داستان پر از سوءتفاهم، باجگیریِ عاطفی، تحول شخصیتها و در نهایت پذیرش و عشقِ. زاویار با فداکاری و صبرش، و سها با پذیرشش، نشون دادن که عشق واقعی گاهی با درد و صبر همراهه؛ سریال با وجود طولانی شدن در بعضی از جنبهها، پیام امید داشت. اگه دنبال درامی هستی که هم احساسی باشه، هم درس زندگی بده و هم تحول شخصیتها رو نشون بده، مالکیت انتخاب خوبیه. 👌
از نلی بانو و تیمش بابت ترجمه سریال بسیار سپاسگزارم. 🙏💚🌷
شالی جون دستت طلا ،باهمه ی نقدی که کردی به نظرت ببینم ؟خیلی حرص بایدبخورم؟
سلام عزیز همراه. 💚🌷
بله، ببین. مگه میشه تو سریالی حرص نخوریم. 😉
(با توجه به یه سری مسائل که تو فیلمنامه گنجونده شده بود)، هر موقع زرقا داشت دُرافشانی میکرد، زیاد به جزئیاتِ فرمایشاتش توجه نکن، چون تحملش سخته، یکی زرقا و یکی هم شخصیتِ سلمان تو سریال من قبول ندارم، این دو نفر که حرف میزنن آدم باید از دستشون نفَسِ عمیق بکشه.
کاش سوءتفاهمها برای سها زودتر حل میشد و قلبش رو زودتر برای زاویار باز میکرد تا شادیِ پایانیِ سریال طولانیتر بشه؛ دیدنِ آرامش و عشق تو چهره سها در سکانسِ پایانی زیبا بود.
سریال پایان شادی داره و ارزش دیدن هم داشت، دوست من. 🌷
اتفاقا منم جاهایی که دارن زر مفت میزنن میزنم جلو اصلا نگاه نمیکنم ،بااین حال این دختره نقش اول میخواد تا آخر سریال سرتق بازی دربیاره ؟ میشه تحمل کرد ،ولی باشه ممنون از نظرت بریم دانلود رو شروع کنیم ،ولی دلم یه سریال میخواد مث آس وپاس که همیشه اونایی که نقشه های شوم میکشیدن نقشه هاشون نقش بر آب میشد ،بوس ،بوس
ای کاش دو سه قسمت از روزهای خوبشون هم می گذاشتن …. تا وقتی که دعوا میکردن….ما بودیم ….ولی همین که خوب شدن ، مارو از فیلم انداختن بیرون 😁😂😂
راستی یک سکانسی توی تریلر بود که باهم زیر بارون می رقصیدن…نبود تو فیلم 🥲من به خاطر اون سکانسه شروع به دیدن فیلم کردم
تیزرهارو ازروی کل داستان میسازن جزء خودسریال نیست البته نه همه ی صحنه هاش
خیلی یه دفعه ای تموم شد نمیدونم داستانش چی بود اصلا اون سکانس زیر بارون رو نشون ندادن
دقیقا جالب گفتین😅👍 حداقل یک قسمت دیگه ظرفیت داشت که با کلامشون ببیننده رو با خودش همراه کنه و لذت ببریم یا قسمت آخر کمی طولانی تر که سکانس بیشتری جا داشته باشه ، ولی در کلیت با اون تایم محدود باز هم صحنه حسیش تاثیر گذار بود ، رهایی خاصی در چهره دختره موج میزد که خیلی اون صحنه ها به دل نشست 😍😍 دوست داشتم کمی ادامه دار تر بود خلاصه
کاش فصل دوم هم داشت سریال تازه داشت قشنگ میشد در کل این سریال واقعا عالی بود اما اگر چند قسمت دیگه هم ادامه داشت بی نهایت خوب میشد
اره موافقم
سریالش عالی بود 🌹
ولی این سریال کلی نکات مثبت و بسیار قشنگ ریز تا درشت داشت
سریال خیلی قشنگ و پر معنی ای بود ولی حقیقتا کارگردان دیگ مسخره بازی کرده کل ۴۶ قسمت اصلا شوهرشو قبول نداشت و حالا میگم ۲۰ قسمت اول قبول ولی دیگ زیادی رفتاراش زیاد شده بود .واکنشهای دختره زیاد بود و همش پسره میوفتاد دنبالش و خودشو اذیت میکرد تا داشته باشتش کلا پسره فقط اذیت میشد بنظرم سریالی ک میخواد ساخته بشه باید یکمم بر حسب واقعیت هم باشه بد نیس و این عشق زیادش ب خانومش خیلییییی فراتر از حد تصور بود و خیلی قشنگ
عشق باعث شد زاویار خیلیییی تغییر کنه اما وقتی عصبانی میشد و از کوره در میرفت همون زاویار سابق میشد
فکر میکنم هیچ کس دیگه ای در هیچ سریالی نتونه جای شخصیت زاویار احتشام رو ذهن بینندهاش بگیره
سلام وخسته نباشی نلی جون با این همه سریال های خوب ،این سریال چطوره شروع کنیم ببینیم آخرش خوب تموم میشه ،چقد باید حرص بخوریم کم زیاد یا خیلی زیاد 😉
نلی جون با ما قهری چرا جواب نمیدی 😪😪
نلی به قربونت چرا قهر باشم فدات شم ، نفهمیدم سئوال پرسیدی یا جمله ات همینجوری بودش
خدانکنه بمونی برامون
حتما ببینش فوق العاده بود
چرا سریال چال رو سر چ میکنم نمیاد؟؟
اسمش تله است
سلام سریال قشنگی بود ممنون از مترجم و نلی خسته نباشید
😘😘
فصل دیگه نداره؟
نه گلم
لطفا رنگ زیرنویس هارو زرد کنید وقتی سفید هست اصلا نمیشه خوند
مینوی قشنگم رنگی که باب دل باشه نیافیدم فعلا 😂هر زردی رو نمیشه اجرا کرد عزیزدلم
عالی بود😍
واقعا خوب جایی تموم کردن بیشتر ادامه داشت خسته کننده می شد
تموم ترجمه و مدیر نلی موویز خداقوت
❤️
هرچند هیچوقت مشخص نشد دلیل این عشق زیاد زاویار چیه و شاید منطقی تر بود که لااقل یه مدت از سها محبت و توجه میدید تا اینجور عاشقش میشد و تغییر میکرد ، سها از اولش نسبت بهش گارد داشت و باهاش بد برخورد میکرد ، با این حال سریال خوبی بود و زاویار یه جاهایی خیلی قشنگ تقابل عشق و درموندگی و سرخوردگی ادمی که قبلا سرد و بی احساس بود رو نشون میداد
ممنون از نیلی جون و تیم ترجمه ، فقط میخواستم درخواست بدم ترجمه ost رو هم داخل سریالهاتون بذارید اکثرا معنی خیلی قشنگی دارند
دلیل عشقش شخصیت مستقل و دلسوز و مقتدر سها بود که تا حدودی شبیه خود زاویار بود و یه دلیل دیگه مثلا جوان بودن و زیبایی خیلیی زیاد سها بود چون همسر قبلیش هم مدام بهش اشاره میکرد و میگفت تو خیلی زیبایی
البته بازیگرش هم زیبا بود ولی در اون حدی نبود که یکی از دلایل عاشق شدن زاویار رو به خوبی نشون بده
❤️
سریال قشنگم تموم شد😍🥹
توام قشنگی
خیلی خوشحالم که این سریال مضخرف تموم شد
انگار یه بچه مهدکودکی نویسنده و کارگردانش بود😃
خدا به دلت یکم محبت و تمیزی بده 🙂
بسیار زیبا و ماندگار 😍😍😍😍 چقدر بجا و اندازه و تاثیر گذار بود 👌👌👌 بازیگری درست یعنی با وجود سکوت نگاهت نافذ باشه و حس رو منتقل کنه به مخاطب ، انصافا حق مطلب بیان شد در بیان حس دوست داشتن وقتی مورد پذیرش واقعی قرار بگیره که چقدر طرز نگاه کردن هم تفاوت چشمگیری داره وقتی خالی از تردید و سرشار از اعتماده
من اشتراک داشتم ولی دستم خورد از سایت اومدم بیرون و رمز عبور رو یادم نیست باید چیکار کنم؟
بازیابی رمز عبورو بزنین اگر ایمیل اصلی رو وارد سایت کردین ( میاد تو اسپم یا هرزنامه )
قسمت آخرم بگذارید …..🥹
الان اینایی که کامنت گذاشتن قسمت پایانی بسیار زیبا بود و فلان
از کجا دقیقا دیدن سریالو من هی سایت و رفرش میکنم میبینم هنوز قسمت پایانی و نزاشتین 😂😄
پخش انلاین میزاره گاها یوتیوب ، والا ساعت 9.30 مترجم تحویل داده ، خدا بگم چیکارشون کنه با این وضعیت نت ، ساعت 1 شبه هنوز سریالارو نتونستم اپدیت کنم
سپاس از زحمات شما 🙏🙏🙏
حق دارید واقعا سخته
خداقوت بهتون ، ایرادی نداره ما منتظر میمونیم 😊
انشاالله نیم ساعتع اگهههههههه اپلود بشه تحویله
سلام خسته نباشین واقعا عالی بود😍😍😍
واقعا قسمت پایانی بی نهایت زیبا بود
سکانس های عاشقانه خیلی قشنگی داشت
و همون طوری که خود مردم پاکستان گفتن بازیگری فوق العاده اشون باعث شد زاویار و سها تا ابد در ذهنمون بمونه البته پاکستانی ها معتقد بودن که زود تموم شد و باید ادامه دار میشد ولی بنظر من درست و به موقع تموم شد و کارگردان خیلی دقیق و زیبا پروژه رو به پایان رسوند 😍
وای چرا مرگ خونه شهر سایت سها رو ول نمی کنه
ولی خدایی زرقا با اینکه خیلی شرور حق نبود با یه لیز خوردن بمیره حداقل با یه داستانی می مرد
درسته ممکنه از نظر شما یا خیلیا مرگ زرقا خیلی مسخره اتفاق افتاد ولی بیشتر پیامی و به مخاطب رسوند که یه نفر با این همه حس حسادت و روانپریشی که داره میتونه براش مرگ با یه اتفاق پیش پا افتاده رقم بخوره ، زرقا هدفش کشتن مادرش با سم بود ولی خواست خدا برعکس شد که با یه لیز خوردن به سرش ضربه بخوره و مرگش اتفاق بیوفته و در نهایت میخواد بگه همیشه کینه و حسادت عاقبت گریبان گیر خودِ طرف میشه
سلام خانومی شبت بخیر فکر کنم لینک دانلود قسمت ۴۶ سریال مشکل داره ،متاسفانه نمی شه دانلود کرد ،لطفا رسیدگی کنید
سلام ، گلم سالمه که
سلام عزیزم سریال ضبط میزارید ؟
تو درخواستیا بنویسین برسی میکنیم
سلام اشتراک تموم شده نمی تونم بگیرم جیکار کنم
سلام مشکل چیه عزیز ؟ طبق همیشه واارد اکانت شین برین خرید اشتراک
دلم نمیخواد تموم بشه 🫠🥺
منممممممممممممم
نیلی جون 45 رو نمیذاری؟ از دیشب مدام در حال چک کردن سایتم 🧐🧐
بخاطر عاشورا تاسوعا دو روزو تعطیل کردن پنجشنبه و جمعه
یعنی امشب هم پخش نمیشه؟! 🥺
ندومبه والا
سلام روز بخیر. آهنگ سریالو نمیزارین؟
میزارم
مدیر جان لطفا سریال ضبط هم در لیست سریال پخش بزارید…
ممنون از ترجمه سریع🙏
سلام من اشتراک گرفتم ولی الان وارد سریال ها میشم در چند ثانیه اول گیر میکنه و ادامه نمیره
اگر با نت گوشی هستی بذار روی حالت پرواز دربیار
هن ؟ 😐😐😐چی گیر میکنه نمیره عزیز
سریال پخش نمیشه
هر سری باید وارد حساب کاربری بشین
امیدوارم اسفند با پیاز به هلو خیانت نکنه
حقیقتا این قسمت برگام از این حرکت کیرن ریخت😳
فقط امیدوارم حرکتش صادقانه باشه اگه اینجور باشه عاشق واقعیه که دوست داره زندگی(معشوقش) زاویار رو سر وسامون بده
اصلا آدم نرمالی نیست رفتارش،فقط داره از این بهانه نزدیک شدن استفاده میکنه قطعا
بچه های بیننده این سریال ، یه سوال داشتم این سریال قشنگه شروع کنم به دیدنش؟ یا چه سریالی پیشنهاد می دین الان فعلا دارم شیدایی و همراهی می بینم
خیلی داستان جالبی داره من که خوشم میاد ازش پیشنهادش می کنم فقط آخرش یه کم داره خسته کننده میشه
سلام می خواستم بپرسم سریال محافظ که داره تبلیغ می شه هم یه سریال روزانه هست؟ وجایگزین سریال ملکیت می شه؟
ممکنه ، چون هی چپ و راست تیزرشو میزنن و اینجور که مشخصه سها وا داده 😂یه عروسی دعوتیم بعدش میریم پاتختی بعدشششششششش محافظ
سلام خسته نباشید
این سریال در کل چند قسمت هست؟
درحال پخش مشخص نمیکنه
خوش حالم سها داره نرم میشه کم کم🥺
خونه زاویار انگاری کاروان سراست یه بار زارا میاد یه بار عمر یه بار زیمل یه بار کیرن دقیقا هم موقع ابراز احساسات میان
فکر کنم هیچ وقت تنها نیستن
چرا نمیشه با ایمیل میرم میگه یه بار ثبت کردیم نمیشه ثبت کرد
خب وارد بشین چون این ایمیلی که مینویسین مال خودتونه اگر رمزتون یادتون رفته فراموشی رمز بزنین میره تو اسپم یا هرزنامه
سلام اگر پخش میشه منتظر بمونیم؟
و من فدای جغذ سایت بشممممممممممممم ❤️😘به عشق شماهاست که سایت زنده است
سلام اشتراک تهیه کردم ولی تو قسمت پنل کاربری زده فاقد اشتراک علت چیست ؟
وارد اکانت بشین عزیز
قسمت ۴۰امروز نگذاشتن چرا
دیر وقت گذاشته میشه ولی گذاشته میشه ، نت امشب خیلی داغونه صبوری کنین لطفا
سلام خانومی، خو بزار دیگه 😅
نیلی جان قسمت 40 رو نمیذارید؟؟؟ تمام سریالهای در حال پخش رو گذاشتید جز این 🥺
فدات شم امشب با 41 میزارم
سلام،بخش ارتباط با ما کار نمیکنه مجبور شدم اینجا کامنت بذارم،پنل من پریده و هرچقدر روی رمز عبور فراموش شده میزنم که به ایمیل ارسال بشه ارسال نمیشه.خواهشا پیگیری کنید ممنونم
سلام به اسپم میره عزیز
نه عزیزم،اونجا هم چک کردم اما چیزی نبود.از سمت دستگاه های دیگه ایمیل ارسال کردم و دریافت کردم گفتم شاید برای من مشکلی داشته باشه اما اومد،فقط از سمت سایت نلی نیومد🥲
مطمئنی ایمیلتو درست زدی ؟ ایمیل و نام کاربریتو بده چک کنم
بله مطمئنم ،بفرمایید عزیزم
************************
دلبرجانانم تیکت بده هم رمزتو عوض کنیم هم ببینیم مشکل چیه
چجوری بدم خدمتت زیبا؟
تیکت بده از طریق پیشخوانت
میشه بیشتر راهنمایی کنی کدوم قسمت برم ؟🥲😂
عزیزدل تیکت رو ول کن سر جدتتتتتتتتتتتتتتتت ؛ تو یه پاراگراف مشکلتو بنویس
بنویس چی میخای ، چیکار باید بشه
ایمیل و نام کاربریتم بنویس
مشکل اینه برای ورود رمز عبور فراموشم شده و وقتی روی فراموش رمز عبور میزنم که به ایمیلم ارسال بشه ارسال نمیشه و داخل هرزنامه هم چک کردم نرفته،از طریق دستگاهای دیگه هم چک کردم ایمیل میره اما فقط از سمت سایت نلی موویز ارسال نمیشه.اگر میشه رمز عبور جدید بهم بدید برای ورود به پنلم.
ایمیل:***************
اکیه دلبرم تو یه کامنت
رمز عبور دلخواه :
ایمیل :
نام کاربری :
بنویس بفرست اکی کنم برات
***************************************
نام کاربریت اشتباهه، مطمئنی نام کاربریتو درست میزنی ؟
فکر کردم نام کاربری جدید احتیاجه،متاسفانه نام کاربری که بود و یادم نمیاد گفتم با استفاده از ایمیل وارد میشم زیاد بهش توجه نکردم
دوباره کامنت کن چیزایی که قبلا خواستمو واست اکی کنم
***********************************
بفرمایید عزیزم
رمز اصلاح شد
نام کاربری شما : GhorbaniFadimeh
ممنون عزیز دل❤️
سلام سریال خیلی قشنگیه ، لطفا سریال پاکستانی zabt هم بزارین
سریال خیلی قشنگیه پسره با اینکه زشته ولی خوب بازی میکنه حتما ببینید
فقط چرا چشمای دختره همیشه قرمزه به لنز حساسیت داشته
بنده خدا کجا زشته
حالا خوشگل نیست ولی خب زشت هم نیست واقعا
تورو خدا به پسر من نگین زشتتتتتتت کجاش زشتههههههه چرا به کراش من توهین میکنین
خیلی جذابه کههههه🥺
سلام نلی جون میشه سریال ***************** را هم ترجمه کنید خیلی قشنگه ولی تا ترجمه نداشته باشه کامل موضوع را نمیشه فهمید
ممنونم
یعنی سها دیگه شورشو درآورده ، انگار هرچی بیشتر اطرافیانش دورش و میگیرن سها بیشتر رفته تو جَو فکر کرده که چقدر مهمه بابا پاشو جمع کن خودتو ، اگه دیگه بهش محل ندن ببین چجوری خودش خوب میشه دختره خودخواه 🤨
وای سها
این دختر چرا اینطوری میکنه همش
بابا گناه داره زاویار بچم تو این قسمت خیلی حرص خورد😭🥺
سها داره شورشو در میاره،حالم بد شد از دستش🤨
سها دیگه شورش رو درآورده امشب حسابی روی اعصاب بود هر کی دیگه جای زاویار بود دیگه نگاهش هم نمی کرد
چقدر دلم واسه زاویار سوخت .
با اختلاف بهترین قسمت سریال قسمت 38 بود ، زاویار ترکیب حس خشم و سرخوردگی و عشق و استیصال رو قشنگ نشون داد
دلم میخواد یه دست کت شلوار برای زاویار بخرم ببرم بهش بدم که دیگه این کت شلوار زرشکیه رو با کفش قهوه ایاش ول کنه🤣
زاویار خشن میشه چقد جذاب تر میشه خدایی
اونجا که درو بست سگ شد خدا بود
اگه من به جای سها بودم تا ۱ هفته به خودم نمی اومدم
حالا کار ندارم چقدر اشتباه سها بزرگ بود ولی زاویار وقتی عصبانی میشه افتضاحه یه کاری میکنه یارو بره کما تا چند وقت
😂😂😂😂یدونه زاویار بدین به من برممممممممممممممممممممممممممممممم
به نظرررررررررررر خودم یکی از بهترین قسمتای کل سریال 38 بود ، کلی توش عشق داشت ، فشار روحی تخلیه شده داشت
بعد بعضیا میگن پسره خوشگل نیست و بازی بلد نیس ، خدایی این پسرمون چیش بده؟
سها این قسمت زیاده روی کرد
لیاقت زاویارو نداره 😏😏
واقعا من عادت ندارم چه حرف های میزنه خیلی روی مخ هست یهو چشم باز کنه ببینه زاویار ازعشقش خسته شده اونم با خیال شوهر فوت شده اش سرکنه من که خسته شدم از رفتاربچه گونه اش
لیاقت سها زندگی با زرقا
اتفاقا برعکس تو من دلم خیلی برا سها میسوزه واقعا نداشتن پدر و مادری که بتونی بهشون تکیه کنی خیلی سخته
سها از همون روز اول که زاویار دید ازش خوشش نیومد
زاویار هم از اول قرار بود یه مدت تنهاش بزاره که کنار بیاد اما الان مدام دور و برشه و بهش تاکید میکنید که شوهرتم و باید وظیفه ات رو انجام بدی از اون طرف هم زارا خواهر بزرگ زاویار برگشته میگه وقتشه صاحب بچه بشید واقعا این شخصیت رو باید درک کرد که چه فشاری روشه اگر توی دنیا واقعی اتفاق بیفته روح و روان آدم متلاشی میشه
خیلی رفتارسها بچه گونه هست اصلا مثل شخصیت اول فیلم نیست من که حوصله دیدن این رفتارهاش را ندارم واای به زاویار
انقدر تو این سریال زاویارو با این کت و شلوار زرشکیه دیدم حالم بهم خورد😂😂
الله وکیلی سریال به این خوبی ، بازیگرا درجه یک ، همه نقشاشونو خوب بازی میکنن ، فیلم نامه یکی از بهترین فیلم نامه هاس اونوقت شما دنبال زیر بغل مار میگردی ؟ خو تو صورتی ببین 😂😐
نمیتونم صورتی ببینم
وای وای کفشاشو که اصلا نمیتونم تحمل کنم😂
خیلی رفتارها بچه گانه شده
سلام چطوری اشتراک بخرم
تو اسلایدر کادر باکس دانلود نوشته شده آموزش دانلود و خرید اشتراک
هم میتونین از اونجا ببینین
یا هم
آموزش خرید اشتراک :
اول عضو سایت بشین بالا کادر بنفش هستش یا اگر اکانت دارین وارد اکانت بشین ، برین به سریال دلخواهتون تو باکس دانلودش کلیک که کنین قسمتاش میاد رو قسمتش کلیک کنین میبینین نوشته خرید اشتراک ، اشتراک مد نظرتنوتو انتخاب کنین و خرید نهایی کنین و بعد پراخت اشتراک شما فعال میشه
خداکنه پایانش خوب باشهههه گرنه گریه میکنم😭
قسمت ۳۵ تو فهرست هست ولی فقط پخش آنلاین بعد پخش آنلاین که می زنی تا قسمت ۳۴ داره
رفرش کنین اصلاح شد
تشکر
سلام . به غیر از نظر دوستمون که دادن اصلا کارگردان حواسش به لباس زاویار تو قسمت ۳۴ نبود شب با لباس خواب قرمز خوابید صبح با سرمه ای بیدار شد
کلا دقتشون پایینه مخصوصا منشی صحنه ، اون از لباس زاویار تو قسمت 34، اینم از مدل مو سها قسمت 35، سرش با فرق وسط بانداژ شده با فرق کنار صبح میشه 🙄🙄
سلام سریال********************** بگذارید ،باتشکر
زیرنویس نداره ، درضمن تو درخواستیا بنویسین درخواستیتانونو
سلام میشه سریال پاکستانی ضبط رو بزارین همون بازیگری که توی سریال آبرو است توی این سریال بازی می کنه
سلام ، می خواستم نظرم رو درمورد سریال بگم ،تا ایجا که نگاه کردم بنظرم نویسنده خیلی ضعیف عمل کرده می تونست داستان رو بهتر وپر کشش وجذابتر کنه ولی اینقدر فیلمنامه ضعیفه که هنر پیشه ها به زور دارن داستان روجمع وجور می کنند مثلا تو این قسمت خیلی مسخره زاویار از ماشین پیاده شد در حالی که تا دیروز با محافظ بیرون می رفت ،بعد روبروی ماشین وایستاده وتیر بصورت خراش به گردنش می خوره و رد می شه حالا امتداد برخورد تیر ماشینه ولی به ماشین نمی خوره کلا فیلمنامه خیلی سطح پایینه فکر کنم مردم پاکستان خیلی دقیق نیستن ، کلا اگه این سریال تموم شده بود من تو یکی دوساعته تمومش می کردم 😅
سلام
بنظر من از پاکستان نباید توقع داشت و فقط از روی علاقه باید نگاه کرد
تازه نلی توی انتخاب ها خیلی سختگیره و بهترینارو میزاره مثل کفاره اس و پاس خوبم دارن ولی کم
من یه سریال دیگه دیدم که طرف تو ماشین از روبرو تیر خورد ولی شیشه ی ماشین خراش هم بر نداشت بعد از اون دیگه نگاهش نکردم
ممنون از این سرعت در ترجمه و زیر نویس
🫠🫠
اسم اصلی بازیگر نقش سها چیه؟
سلام و عرض ادب.
اسمش:
Saniya Shamshad
شالی یکی از بچه های سایت راجب عشق گناهکار نقد خواسته ؛، نداری براش دلبرم ؟
سلام عزیزم. 🌷
معلومه که دارم، همون چند سال پیش که دیدم، براش نوشتم.
فقط اینکه بخوام تو قالبِ سایت، ویرایش کنم، زمان میبره. احتمالا دو سه روز دیگه بارگذاری میکنم. 💚🌷
یکی از نقدایی که نوشتی خیلی هم خوشش اومده بود هم کلی تشکر کرد 🥲❤️مرسی که هستی رفیق خر منگولی خودم
ایشون خیلی محبت داره، نظر لطفشون رو میرسونه. باعث افتخارمه. 🙏🙏🌷🌷
یادش بهخیر یه استاد داشتیم، سرِ نقد، امواتِ ما رو میاورد جلو چشممون. 😄 وقتی نقد خودش رو میخوند، ما تو دلمون میگفتیم سرِ امتحان چه گلی بگیریم سرمون. (مطالبِ خودش طولانی بود و این جدای از نقدهای دانشجوها بود …)
الان من برا همه سریالهایی که دیدم، نوشته دارم، منتها بخوام ویرایش کنم و ببرم تو قالبِ مدِ نظرِ سایت، زمان میبره. نکته جالبش هم اینه که به غیر خودم، کسی سر در نمیاره. بخوام شفافتر بگم، اینطوری میشه: مثلا، یه مطلبی رو گفتم که روی نقشهای مثلِ ایران، تو قسمت شمالِ شرقی قرار میگیره، بعد اومدم یه مطلبی رو گفتم که تو غرب قرار میگیره، تازه بعد از اینکه بین این دوتا جهت ارتباط برقرار میکنم، میفهمم که یه مطلبی جا مونده و اونو تو موقعیت جنوب 😄 (محدوده تنگه هرمز مثلا) نوشته بودم. 😄
این اخلاق رو هم احتمالا از یه استاد دیگهمون جذب کردم. از همه جایِ تخته استفاده میکرد. یهو از بالا میومد پایین، از وسط میرفت به طرفین. دقیق یه چشمت باید بالا میموند و یه چشمت پایین (یه چیزی مثل زی زی گولو) و … بعد، کافی بود یه لحظه، سرت رو ببری پایین، دیگه نمیتونستی بینِ نوشتهها ارتباط برقرار کنی. 😄😄
خلاصه اگه کسی خواست، تدریس هم پذیرفته میشه. 😄😄😄
😄😄😄😄
تو بازیگرا معمولا اصلیارو گذاشتیم اونجا نبود ؟
سها دیگه شورش رادرآورده مادر بخشید اون وقت تو این همه محبت زاویار را نادیده می گیری مقصر اصلی تصادف خواهر پسره بود که الکی دروغ گفت وآدم تواین بارون با موتور کجامیره که شما رفتید حالا زاویار مقصره؟؟کمتر کسی پیدا میشه بازهم برود ببینه چه اتفاقی افتاده وکمک حالشون بشه حداقل خوبی هاش راببین
واقعا توی دنیا واقعی بخوای کسی رو بشناسی باید باهاش زندگی کنی خواهر های زاویار هنوز درست و حسابی نشناختنش حالا سها یه روزه بشناسه
زمان میبره و باید یه سری اتفاق ها بی افته که بفهمه واقعا دوسش داره
خوب ببین اوایل زاویار خیلییی مغرور و از خودراضی بود رفتارش با کارکناش و خانواده فهد و زیمل افتضاح بود سها هم از همون اول ازش خوشش نمیومد الان هم فکر میکنه که از روی غرور ماشین رو نگه نداشته
مادرشوهرش هم بخاطر این بخشید که بتونه سها رو بهش بده 😁 چون پولداره و باخودش فکر میکنه که اینجوری خوشبختی سها با زاویار تضمین میشه
ممنون بابت ترجمه این سریال🌺
قسمت بعد چه زمان پخش میشه وچند قسمت اخر
تقویم پخش هفتگی تو صفحه اصلی سایت خدمتتون موجود هست
سلام ممنون از تیم ترجمه و شما ،موفق باشید،ترجمه ها روان و عالی هستن
اون سکانسی که زاویار میره از مادرشوهر سها معذرت خواهی میکنه چقدر خوب بود وعالی بازی کرد
عاشق بازیگریش شدم
خیلی سریال قشنگیه💜
زاویار از وقتی عاشق شده چه باحال شده
سها هم برخلاف بیشتر سریال های دیگه شخصیت قوی و جسوری داره
مادرشوهر سها چقدر خوبه مادر شوهر بازی درنمیاره
کلا این سریال به جز خواهر شوهر سها وخواهر داماد زاویار
شخصیت رواعصاب دیگه ای نداره
اتفاقا من دلم برای اون شخصیت قوی و مقتدر زاویار تنگ شده بود
سها هیچ جوره کنار نمیاد که با زاویار ازدواج کنه زاویار هم برای اینکه مجبورش کنه باهاش ازدواج کنه دوباره برگشته به شخصیت قبلیش
دقیقااااا. منم شخصیت قبلی زاویار رو بیشتر دوس دارم😂
سلام قسمت های جدید رو کی میزارین
سلام خداقوت رمز مو فراموش کردم میزنم بازیابی میگه ایمیلتو چک کن ولی رمزی نمی فرسته
تو اسپم یا همون هرزنامه میفرستن
چند بار امتحان کردم اما چیزی تو هرزنامه نمی فرسته
مطمئنی ایمیلتو درست نوشتی ؟
خیلی ممنون که سریع قسمت26 را گذاشتید🌹
سانیا😍… خیلی وقت بود که تو سریالی ندیده بودمش، البته میدونم که بازی میکرد ولی فک میکنم هیچکدوم به اندازه ملکیت موفق و معروف نشدن
همیشه و از خیلی سال پیش به شدت مستعد بود، من آخرین بار تو سریال رهایی (۲۰۱۳) دیده بودمش، و چه سریال و چه بازی هایی بود…..
امیدوارم این روند موفقیت براش ادامه پیدا کنه و تو سریالای خوب و پروداکشنای قوی به عنوان نقش اول بیشتر ببینیمش..
مدیر جان تعداد قسمتهای سریال رو هم میشه بذارید؟؟؟ میخوام شروع کنم منتظرم تعداد قسمتهایی که مونده رو بفهمیم
پاکستان درحال پخش هیچ وقت مشخص نمیکنه تعداد قسمتو عزیزدل
واقعا روز به روز داره قشنگ تر میشه هم سناریو قشنگی داره هم بازیگران فوق العاده 🥹
خدا کنه زودتر تموم بشه دیگه نمی تونم تحمل کنم روز به روز عالی تر و هیجان انگیزتر میشه موافقم
سلام خانومی، یه سوال دارم، از این سریال تو پاکستان هرشب یه قسمت پخش می شه یا دو قسمت؟
یک قسمت
سلام من اشتراک یک ماه خریدم فعال نشد چیکار کنم
ده تا کامنت نزار که عزیز یکی بزاری کافیه ، مطمئن باش انلاین شیم جواب میدیم
تیکت بدین بچه ها برسی کنن
کاش داداش ریمل بذاره با فهد باشه خیلی دلم براشون میسوزه
دو قسمت بعد نامزدی زیمل و فهد روز ب روز جذابتر میشه سریالش
یعنی خواهر شوهر سها واقعا بازیگر قهاری حس نفرت را بخوبی منتقل کرده دلم میخاد خفش کنم
خداشاهده
اگه خواهرشوهر سها دست من بود دونه دونه موهاشو میکندم
ولی بازیگرش عجیب خوب در آورده نقششو قشنگ این حسو به من میده که بیا منو کتک بزن من خیلی بیشعور و گاوم
والا زاویار هم دسته کمی از اون نداره کاری کرده سها یه هزارتومن پول دستش بیاد از دستش فرار کنه بره پشت سرش هم نگاه نکنه
😂😂😂😂
سلام امشب قیمت جدید میزارید؟
ما دیگه پرو شدیم 😄
نلی جانم امشب منتظر ۱۸ و ۱۹ باشیم؟
معتاد این سریاله شدم متاسفانه نباید در حال پخش میدیدم😂🥺🥲
میشه سریالهای جدید هم بزارین
😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
چرا پس بقیه سریال نمیزارید به صورت مرتب الان که دیگه اکثرا همه به نت بین المللی وصل شدن
یکی از زیباترین سریال های پاکستانی هست که سناریو متفاوتی با بقیه سریال ها داره و خود مردم پاکستان برای هر قسمتش لحظه شماری میکنن شاید در نگاه اول بگیم که ظاهر بازیگر های نقش اول جالب نیس ولی وقتی خود سریال رو نگاه میکنی متوجه میشی که چقدر بازیگر ها در نقش هاشون فرو رفتن و دارن عالیییی بازی میکنن خصوصا نقش زاویار احتشام و همچنین سُها
بنظرم این دو بازیگر از بازیگرانی که فقط ظاهر زیبا دارن و زیاد حرفه ای نیستن ولی با این حال کلی پروژه دارن یه سر و گردن بالاترن
خیلی خوبه سریالش
سلام مدیر جونم مررررسی بابت این سریال زیبا و همینطور سریال های زیبای دیگه ای که زحمت میکشی برامون میزاری❤️
عزیزم امشب قسمت جدید هم داریم ؟
سلام ممنون نه گلم
سریال قشنگیه و داستانش هم جالبه و از شخصیت دختره هم خیلی خوشم میاد پسره هم امیدوارم اخلاقش کم کم ملایم تر بشه
مدیر جونم قسمت جدید داریم امروز🥹🥹؟
بلیییییییی
سریال خیلی خوبیه قسمت14 عالی بود
سلام بجای اسمتون، شماره موبایلتون رو نوشتین درستش کنید همه میبینن