میتونین با مرورگر تلوزیون به سایت نلی موویز برید و وارد اکانت کاربریتون بشین و تماشای آنلاین سریالهارو بدون دانلود تجربه کنید
از این پس میتونین با استفاده از آپلودر عکس پروفایل ( در داشبورد یا ویرایش پروفایل ) عکس پروفایل اختصاصی خودتونو داشته باشین
میتونین با مرورگر تلوزیون به سایت نلی موویز برید و وارد اکانت کاربریتون بشین و تماشای آنلاین سریالهارو بدون دانلود تجربه کنید
از این پس میتونین با استفاده از آپلودر عکس پروفایل ( در داشبورد یا ویرایش پروفایل ) عکس پروفایل اختصاصی خودتونو داشته باشین
قسمت آخر از فصل 1 منتشر شد
سریال زنجیر ها : داستان درباره یه دختره که توی یه خانواده سنتی و سختگیر بزرگ شده و زندگیش کاملاً تحت کنترل قوانین خانوادگیه. همهچیز وقتی تغییر میکنه که با یه مرد آشنا میشه که دیدگاه متفاوتی نسبت به زندگی داره. این آشنایی باعث میشه دختر شروع کنه به زیر سؤال بردن باورهای قدیمی بین عشق و وظیفه خانوادگی گیر بیفته و وارد مسیری بشه که ...
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
در ثبت نام ایمیل صحیح وارد کنید، برای فراموشی رمز لازم میشود.
پس از ثبت نام/ورود از اینجا اشتراک تهیه کنید.
پس از خرید اشتراک، به آرشیو فیلمها، سریالها و پخش آنلاین در نلی موویز دسترسی دارید.
پس از خرید اشتراک، میتوانید با کیفیت دلخواه و بدون محدودیت دانلود کنید.
یکی از سریال های بسیار زیبای پاکستانی بود
یکی از بهترین سریالها ی پاکستانی بود که تا حالا دیدم ❤️
سلام خدمت دوستان. 🙋🏻♀️
بعضی داستانها با یه عشق شروع میشن و به ازدواج یا جدایی میرسن؛ بعضیها با یه دشمنی شروع میشن و به خونریزی، اما «زنجیرها» از جایی شروع میشه که یه کینهی قدیمی، سالها دستبهدست میچرخه و آدمهایی رو گرفتارِ خودش میکنه که حتی تو شکلگیری اون کینه نقشی نداشتن. داستان به مواردی مثل یک تصمیم قدیمی، یک ازدواج برای پایان دادن به دشمنی، مادری که نتونست فرزندی رو بپذیره، پسری که با احساس طردشدگی و خشم بزرگ شده و در نهایت چند خانواده که هزینهی تصمیمهای گذشتگان رو پرداخت میکنن، پرداخته. شاید اسم «زنجیرها» هم از همینجا معنا پیدا میکنه؛ زنجیرِ سنت، زنجیرِ انتقام، زنجیرِ خون، زنجیرِ گذشته و حتی زنجیرِ احساسِ گناه، اما نکتهی جالب اینجاست که سریال در نهایت میپرسه: آیا آدم میتونه از زنجیری که تمام عمر به دست و پاش بسته شده، خودش رو آزاد کنه؟
شخصیتهای داستان
▪️سربلند؛ دلداده و عاشق:
سربلند در ابتدا آدمیه که سرش توی کتابه، دنبالِ تحصیل و رفتن به آمریکاست و اساساً روحیهاش با اداره قبیله و درگیریهای خانوادگی جور نیست، اما وقوع حادثهای همه چیزو عوض میکنه و تحول سربلند شکل میگیره. مجبور میشه از یه جوان تحصیلکرده که برای آیندهی خودش برنامه داشته، تبدیل بشه به کسی که باید دربارهی جان آدمها، سنتها، عدالت و آیندهی قبیله تصمیم بگیره و چیزی که شخصیتش رو دوستداشتنی میکنه اینه که با وجودِ ورود به ساختارِ سنتیِ قبیله، کورکورانه همهی سنتها رو قبول نمیکنه. مثلاً وقتی زعفران خان پیشنهاد میده گُلمِهر بهعنوانِ خونبس ازدواج کنه، جواب سربلند یکی از مهمترین مواضع اخلاقی داستانه:
«چرا خواهرها و دخترهامونو به خاطرِ گناه و اشتباه خودمون مجازات کنیم؟» این جمله فقط مخالفت با ازدواج نیست. سربلند در واقع داره مقابل یک سنت ایستادگی میکنه. میگه جرم یک مرد نباید مجازات یک زن باشه و حتی تأکید میکنه که این رسم، ظالمانه و خلاف شرعه و باید همینجا تموم بشه. اینجاست که میبینیم سربلند با اینکه رئیس قبیله شده، قرار نیست صرفاً نگهبانِ سنتهای قدیمی باشه و میخواد بعضی از همین سنتها رو اصلاح کنه.
🔸️سربلند و بانو؛ عشقی که قربانی همون زنجیرها شد:
رابطهی سربلند و بانو یکی از عاشقانهترین و دردناکترین بخشهای داستانه؛ از کودکی همدیگه رو دوست داشتن. بانو کسی بود که شرایط سربلند رو میفهمید، حتی وقتی سربلند مجبور میشه ریاست قبیله رو قبول کنه، بهش یادآوری میکنه که این زندگی با روحیاتش سازگار نیست. بانو: تو همیشه سرت توی کتاب بوده و میخواستی برای ادامهی تحصیل بری خارج؛ ریاست قبیله برای تو ساخته نشده، بیا بریم …، اما سربلند دیگه اون آدم سابق نیست. به برادرش و مردم قول داده و نمیتونه بهسادگی مسئولیتش رو کنار بذاره؛ حرف بانو رو نمیپذیره.
بانو با دلی شکسته میگه:
دیگه ازت هیچ درخواستی نمیکنم، هیچ وقت.
این جمله سادهست، اما پشتش یه عالمه درد وجود داره. بانو سربلند رو از دست نمیده چون دوستش نداره؛ اتفاقاً چون شرایطِ زندگیِ سربلند اجازه نمیده.
و بعد رفتنِ بانو … یکی از سنگینترین ضربههای داستان وارد میشه. سربلند مدتها امیدوار بوده که شاید حقیقت چیز دیگهای باشه، اما تو قسمت ۳۴ خودش حقیقت رو میبینه و میگه:
«تهِ دلم یه امیدی داشتم، اما اونم رفت و تموم شد.» 😔
▪️ربیعا/زرملا؛ زنی که از قربانی بودن عبور میکنه:
ربیعا مسیر سختی رو طی میکنه؛ ابتدا دختریه که تو رستورانِ بینراهی کار میکنه و تورسم بهش علاقه داره، اما ربیعا هیچ علاقهای بهش نداره. بعد برای رهایی از موقعیتِ پیش اومده، با مدثر ازدواج میکنه.
اما درست وقتی زندگیِ آرامی پیدا کرده، تورسم پیداش میکنه …
ربیعا از یه زندگی معمولی پرت میشه وسطِ کابوس.
بعد با هویتِ جدیدِ زرملا وارد عمارت سربلند میشه.
تو این بخش، ربیعا فقط یه زنِ فراری نیست. کمکم تبدیل میشه به کسی که میبینه، شک میکنه، تحلیل میکنه و تصمیم میگیره. مثلاً وقتی نسبت به خدمتکار شک میکنه و میگه:
«من ۴ تا چشم دارم، دوتا جلو و دوتا پشت سرم.»
این جمله نشون میده ربیعا دیگه اون دخترِ ابتدایِ داستان نیست، یاد گرفته برای زنده موندن باید حواسش به همهچیز باشه. حتی مسئولیت آشپزخانه و غذای سربلند و بیبیجان رو قبول میکنه تا جلوی احتمال مسمومیت رو بگیره. پس ربیعا از قربانیِ حوادث به شخصیتی فعال در جریان داستان تبدیل میشه.
🔸️ربیعا/زرملا و سربلند؛ رابطهای که از دلِ سوگ شکل میگیره:
رابطهی سربلند و ربیعا شاید اگه بخوایم خیلی ساده نگاه کنیم، یه عشقِ جایگزین به نظر بیاد، اما اگه دقیقتر نگاه کنیم، داستان چیز متفاوتی میگه. این دو، اول از همه دردِ همدیگه رو میفهمن.
سربلند به ربیعا میگه:
«ما از دو دنیای متفاوتیم، شرایطمون هم متفاوته، ولی از یه جایی به بعد غمهامون یکسانه.»
ربیعا عزیزی رو از دست داده، سربلند هم همینطور.
ربیعا احساس گناه میکنه. سربلند هم نمیتونه بهراحتی از نبودِ یار عبور کنه.
حتی تو قسمت ۳۹، وقتی سربلند پیش ربیعا میره، یکی از مهمترین حرفهای این رابطه رو میزنه:
ما دردِ هم رو میفهمیم. تو به خاطرِ مدثر روی شونهی من گریه کردی و من به خاطرِ بانو روی زانوی تو گریه کردم. قرار نیست اونها رو فراموش کنیم. این حرف، یکی از بهترین تصمیمهای داستانه چون عشقِ جدید رو به معنای پاک کردن عشق قبلی تعریف نمیکنه. اونها قرار نیست گذشته رو حذف کنن؛ قرارِ با وجودِ گذشته دوباره زندگی کنن.
🔸️سربلند و ربیعا؛ اعتماد قبل از عشق:
یکی از چیزهایی که رابطهی این دو رو قابل قبولتر میکنه، اینه که اول اعتماد شکل میگیره. سربلند به خاطر قولی که داده، از ربیعا محافظت میکنه. ربیعا هم بهتدریج میفهمه که میتونه به سربلند اعتماد کنه.
سربلند بعد از حمله، به ربیعا میگه:
«زرملا، جز تو دیگه کسی رو ندارم که بهش اعتماد کنم.» این جمله اهمیت زیادی داره چون سربلند بعد از خیانت، دیگه نمیدونه به چه کسی اعتماد کنه و ربیعا/زرملا، همون زنی که قرار بود فقط موقتاً پناه بگیره، تبدیل میشه به مطمئنترین آدم زندگیش.
▪️تورسم؛ شروری که خودش قربانی یک زنجیره شده:
تورسم شاید پیچیدهترین شخصیت سریال باشه. قاتله،
برای کشتن نقشه میکشه و بارها دنبالِ آسیب زدن به برادرهاش رفته. پس قرار نیست، همهی کارهاش رو نادیده بگیریم، اما سریال تلاش میکنه بفهمیم چطور به این آدم تبدیل شده. تورسم فرزند زرسنگاست؛ زنی که به خاطر یک دشمنی قدیمی به عقد خانوادهی مقابل دراومد و بعد از تولدِ پسرش از دنیا رفت. بیبیجان هم اعتراف میکنه که به دلیل اینکه تورسم پسر زرسنگا بود، باهاش بیرحمانه رفتار کرده و اونو نپذیرفته. پس کودکی که باید تو خانوادهی پدری محبت میدید، با احساس طردشدگی بزرگ میشه.
داییش (زعفران خان) هم مدام داستان بیاحترامی به مادرش رو تکرار میکنه.
اینجا یک زنجیره شکل میگیره:
طردشدگی ⬅️ خشم ⬅️ کینه ⬅️ انتقام ⬅️ خشونت ⬅️ نابودی زندگی دیگران.
اما تراژدیِ بزرگِ تورسم اینه که خودش هم تبدیل به همون چیزی میشه که ازش متنفر بوده. فکر میکنه داره انتقامِ مادرش رو میگیره، ولی در واقع داره همون چرخهی خشونت رو ادامه میده.
🔸️تورسم و ربیعا؛ عشقی که از ابتدا بیمار بود:
تورسم عاشق ربیعاست، اما مشکل اینه که عشقش رو با حقِ مالکیت اشتباه میگیره. ربیعا دوستش نداره؛
به خواستگاریش جواب منفی میده، اما تورسم میگه ده روز دیگه برمیگرده و حتی براش تاریخِ عروسی تعیین میکنه. اینجا سریال خیلی خوب نشون میده که صرفاً «عاشق بودن» آدم رو محق نمیکنه. تورسم ممکنه واقعاً ربیعا رو دوست داشته باشه، اما انتخابِ ربیعا رو به رسمیت نمیشناسه؛ نتیجه؟ عزیزی کشته میشه و خودِ تورسم هم چیزی که میخواست رو به دست نمیاره.
تو قسمت ۳۷ وقتی ربیعا اسلحه به سمتش میگیره و با تمامِ دردش فریاد میزنه: «زندگیمو بهم برگردون!»
این صحنه نقطهی برخورد دو حقیقتِ متفاوته.
تورسم فکر میکرد با کشتن میتونه ربیعا رو به دست بیاره، اما حالا روبهروی زنی ایستاده که به خاطر همین تصمیم، زندگیای که داشت، نابود شده و اینجاست که تورسم برای اولین بار واقعاً با نتیجهی اعمالِ خودش روبهرو میشه.
▪️زعفران خان؛ کسی که از زخمِ خودش، زخمِ دیگران رو ساخت:
اگه تورسم محصول کینهست، زعفران خان کارخانهی تولید کینهست. سالها از خانوادهی حیات خان و حتی برادر ناتنیِ خودش کینه داشت. تو گذشته، خواهرش زرسنگا رو به عنوان خونبس به خانوادهی مقابل میدن. سالها بعد، همون الگو رو دوباره تکرار میکنه و میخواد گُلمِهر رو بهعنوان خونبس قربانی کنه. یعنی چیزی که خودش ازش آسیب دیده، دوباره برای دیگران انجام میده. این تناقض خیلی مهمه؛ زعفران از ازدواجی که به خاطرِ اشتباهِ خودش به خواهرش تحمیل شد، ناراحته، اما به جای شکستنِ چرخه، خودش تبدیل به ادامهدهندهی همون چرخه میشه. حتی تورسم رو هم ابزارِ انتقامِ خودش میکنه. بهش اجازه میده فکر کنه قاتل بوده، در حالی که واقعیت چیزِ دیگهای بود. وقتی تورسم بالاخره حقیقت رو میفهمه، یکی از تلخترین اعترافهای داستان شکل میگیره: تو مثل یه اسباببازی از من استفاده کردی. واقعاً هم همین بوده، تورسم برای زعفران نه یک عزیز، بلکه ابزارِ انتقام بوده. 🫤
▪️گُلمِهر؛ وجدانِ بیدار:
گلمهر یکی از شخصیتهاییِ که آرامآرام جایگاه مهمی پیدا میکنه. به ذات واقعیِ زعفران خان پی میبره و حتی تلاش میکنه تورسم رو از حقیقت باخبر کنه.
بهش میگه احساساتت رو کنار بذار و عقلت رو به کار بنداز و همین باعث میشه تورسم برای اولین بار به آدمی که سالها بهش اعتماد کرده، شک کنه. گلمهر حتی در پایان، وقتی تورسم تصمیم میگیره از ریاستِ قبیله صرفنظر کنه، کنارش میمونه. ازدواجِ گلمهر هم پایان کاملاً ساده و رمانتیکی نداره. همسرش صادقانه میگه:
من عاشق کسِ دیگهای هستم و نمیتونم فراموشش کنم، اما در عین حال به گلمهر قول میده همسر خوبی باشه و بهش احترام بذاره و عشقی رو که لیاقتش رو داره، بهش بده. این صداقت شاید از نظر عاطفی تلخ باشه، اما از نظر شخصیتپردازی، بهتر از اینه که ناگهان همسرش عاشقِ گلمهر بشه و تمام گذشته خودشو فراموش کنه.
▪️سهراب؛ ضربهای که از نزدیک وارد شد:
انگیزهاش چیزی جز قدرت نیست. سهراب: ما لایق ریاست قبیله هستیم. یعنی در نهایت همون قدرتی که سربلند ناخواسته قبول کرده، چیزیه که سهراب حاضره براش خانواده رو نابود کنه و این یکی از تلخترین پیامهای سریاله:
گاهی آدمی که بیشتر از همه به تو نزدیکه، میتونه خطرناکترین دشمن تو باشه.
🔹️فیلمنامه 📖
فیلمنامهی «زنجیرها» از نظر ساختن زنجیرهی علت و معلولی، یکی از نقاط قوت سریاله. خیلی از اتفاقاتِ داستان به هم وصل هستن.
مرگ زرسنگا ⬅️ طرد شدن تورسم ⬅️ کینهی تورسم ⬅️ قتل اول ⬅️ قتل دوم ⬅️ ورود ربیعا به عمارت ⬅️ قتل سوم ⬅️ شکِ سربلند ⬅️ کشف خیانت ⬅️ افشای حقیقت ⬅️ اعتراف تورسم.
یعنی اتفاقات صرفاً جدا از هم قرار نگرفتن. بهخصوص تو نیمهی دوم، داستان کمکم از یک درامِ خانوادگی و انتقاممحور به معمای خیانت و کشفِ حقیقت تبدیل میشه. سربلند هم بهتدریج به این نتیجه میرسه که:
«اون چیزی که راحت با چشم دیده میشه، اغلب دروغه.» و بعد جملهی دیگهای میگه:
«قلعهها از درون شکسته میشن … و بین ما یه خائن هست.» این دقیقاً حال و هوای بخش دوم داستانه.
دشمن واقعی همیشه بیرون قلعه نیست. گاهی کنار خودته. افشای خیانت، مخصوصاً بعد از اینکه مدتی کسِ دیگهای رو مظنون اصلی نگه میداره، پیچش نسبتا خوبی به داستان میده.
سریال «Zanjeerain» درست مثل یه ترن هواییِ پر از شوک و هیجان شروع شد؛ از اون درامهایی که با کشتنِ بیرحمانهی کاراکترها و همکاریِ دوبارهی مثلثِ طلاییِ «Yaqeen Ka Safar, 2017»:
Farhat Ishtiaq, Shahzad Kashmiri, Sajal Aly
چنان قلابی به دلِ مخاطب انداخت که نه فقط تو پاکستان، بلکه فراتر از پاکستان هم صدا کرد. سریالی که خوشبختانه از خاله زنکبازیها و کینهتوزیهای تکراریِ عروس و مادرشوهر فاصله گرفت.
🔸️️عناصر قصه و کشمکش شخصیتها:
۱. شروع طوفانی و مرگهای بیرحمانه: قصه اصلاً رحم نداره. تماشاچی هنوز به حضور ستارههاش عادت نکرده که خونسردانه اونا رو از قصه حذف میکنه. انفجار ماشین و فروپاشیِ احساسیِ سربلند، یا رفتنِ یار و گریههای جگرسوزِ ربیعا از اوجهای دراماتیک سریال بودن که حسابی بیننده رو همراه و متأثر کرد.
۲. بازیگران باسابقه: حضورِ بازیگرانی مثل سجل علی، عدنان صدیقی و سمیعه ممتاز وزنه سنگینی به درام داده. عثمان جاوید هم در نقش «تورسم» طوری رو ذهنِ مخاطب راه رفت که همه ازش متنفر شدن.
اما متأسفانه وجود چند سوراخِ تو فیلمنامه آزاردهندهست. مواردی مثل:
۱. پانچهای کورِ منطقی و بیاطلاعیِ شخصیتها:
✔️ مدثر و سربلند با هم بزرگ شدن، چطور ممکنه «تورسم» که اونم تو همین خونواده چرخیده، شبِ حادثه جوری با مدثر برخورد کنه که انگار اصلاً همدیگه رو نمیشناسن؟! یا مدثر چیزی از تورسم به سربلند نگفت. (موضوع بزرگ شدنِ سربلند و مدثر تو داستان ذکر شد و اینکه مدثر تابستون رو توی عمارت سربلند میگذروند.)
✔️ ربیعا مدتها تو خونه سربلند پناه گرفته، هیچچیزی هم برای از دست دادن نداره، اما حتی یک بار، اسم «تورسم» رو نمیاره. اینکه حتی یک عکس از تورسم تو عمارتِ پدریش نیست، هم جای تامل داره.
✔️ سربلند نسبت به بیخیالی و آرامشِ عجیبِ «سهراب» بعد از رفتنِ خواهرش شک نمیکنه.
۲. ️سوزاندنِ پتانسیل بازیگران و وقتتلفکنی:
✔️ سمیعه ممتاز بزرگوار رو فقط محدود کردن به گریه و ناراحتی برای بچههای از دست رفته یا کسالت داشتن. (عدمِ بهرهبرادیِ مناسب از توان بازیگر و ظرفیتِ نقش.)
️✔️ همچنین میشد از پتانسیل بالایِ عدنان صدیقی (زعفران خان) بیشتر و بهتر استفاده کرد.
🔹️کارگردانی و فیلمبرداری 🧑💼🎥
یکی از ویژگیهای مثبتِ سریال لوکیشنهای خوب و چشمنوازشه. فضای قبیله، عمارت، باغ، جاده، رستوران و محیطهای بیرونی کمک میکنن جهانِ داستان باورپذیرتر بشه. فیلمبرداری هم مخصوصاً تو صحنههای احساسی عملکردِ خوبی داره. تو چنین داستانی، نگاهها و سکوتها اهمیت زیادی دارن و دوربین میتونه با نزدیک شدن به چهرهها، فشارِ روانی شخصیتها رو منتقل کنه. خصوصاً تو صحنهی رویارویی ربیعا و تورسم در قسمت ۳۷، تصویر و بازی در کنار هم جواب میدن. البته اگه بخوایم منصف باشیم، بعضی اتفاقات داستان گاهی بیش از حد تصادفی به نظر میرسن. مثلاً پیدا کردن ربیعا توسط تورسم تو اسلامآباد، اون هم با فاصلهی کوتاهی از ورودش، کمی این حس رو ایجاد میکنه که انگار شهر اندازهی یک کوچه بوده! 😉 یا بعضی کشفها و برخوردهای اتفاقی میتونستن زمینهچینیِ دقیقتری داشته باشن.
🔹️️بازیها؛ برگ برنده تو بخشهای احساسی:
یکی از نقاط قوت، بازی سجل علی در نقش ربیعاست.
خصوصاً تو قسمتهای ۱۲ تا ۱۴ که عزیزی رو از دست میده و با شوک، ترس، استیصال و سوگ روبهرو میشه، اما نقطهی اوج بازیش رویارویی ربیعا و تورسم تو قسمت ۳۷ه. وقتی ربیعا اسلحه به سمت تورسم میگیره و تمامِ درد و خشم جمعشدهی این مدت رو بیرون میریزه، احساساتش صرفاً از طریق دیالوگ منتقل نمیشه. ترس، نفرت، سوگ و درماندگی تو بازیش دیده میشه و وقتی فریاد میزنه:
«زندگیم رو بهم برگردون!» این دیگه فقط خطاب به تورسم نیست؛ انگار تمامِ اون زندگی از دسترفته، روزهای آروم، امنیت و آیندهای که قرار بود داشته باشه، یکجا جلوی چشمش اومده.
🔹️️موسیقی و فضای احساسی 🎶
با توجه به حالوهوای داستان، موسیقی هم باید بارِ سنگینِ فضای درام رو منتقل کنه. قسمتهای مربوط به مرگ، از دست دادن و رویاروییهای پایانی، طبیعتاً بیشترین ظرفیتِ احساسی رو دارن، اما چیزی که بیشتر از موسیقی اهمیت داشت، ترکیبِ فضایِ بصری و لوکیشن با داستانه. عمارت و فضای قبیلهای فقط پسزمینه نیستن؛ خودشون بخشی از فضای بسته و سنتی داستانن. در مقابل، شهر و رستورانِ بینراهی ربیعا حسِ متفاوتی دارن؛ انگار ربیعا قبل از گرفتار شدن تو این زنجیره، زندگی سادهتر و آزادانهتری داشته.
✔️ برخی از سکانسهای سریال 🎬
🔹️قسمت ۲؛ بیبی جان (مادر سربلند): تورسم چون پسرِ هَووم (زرسنگا) بود خیلی بیرحم شدم و آقا جان تسلیم من شد. تورسم توسطِ خانواده مادریش بزرگ شد. بیبی جان: دیروز من قبول نکردم که مادرش باشم امروز اون تمایل نداره که پسرم باشه.
🔹️قسمت ۴؛ تورسم: اومده بودم برای تاریخِ عقد، ولی الان با تاریخِ عروسی از اینجا میرم. ده روزِ دیگه برمیگردم و هر چه قدر که میتونی آماده باش، ربیعا.
🔹️قسمت ۵؛ شیردل: بهم قول بده که وقتی من نبودم، تو مراقب همه چی باشی و امور رو مدیریت کنی. سربلند: قول میدم داداش.
🔹️قسمت ۹؛ سربلند: چرا خواهرها و دخترهامونو به خاطر گناه و اشتباهِ خودمون مجازات کنیم. این رسم ظالمانهایِ که خلافِ شرع هست و این سنت باید همین جا و برای همیشه تموم بشه. من جان در برابر جان میخوام، من سَرِ قاتل رو میخوام.
🔹️قسمت ۲۲؛ سربلند خطاب به ربیعا: ما از دو دنیای متفاوتیم شرایطمون هم متفاوته ولی از یه جایی به بعد غمهامون یکسانه.
🔹️قسمت ۲۳؛ ربیعا خطاب به شیرین: من ۴ تا چشم دارم، دوتا جلو و دوتا پشت سرم، حتی چیزهایی که دیده نمیشن رو میبینم.
🔹️قسمت ۲۳؛ ربیعا خطاب به بیبی جان: من ازت گرمای مادرانه حس میکنم.
🔹️قسمت ۲۴؛ سربلند: اون چیزی که راحت با چشم دیده میشه، اغلب دروغه سهراب. گاهی چشمامون، ما رو فریب میدن و گاهی یکی دیگه داره فریبمون میده … شاید در مورد گم شدنِ بانو دارن حواسمون رو پرت میکنن … قلعهها از درون شکسته میشن، تَرَکها از داخل ظاهر میشن و بین ما یه خائن هست.
🔹️قسمت ۲۷؛ سربلند: تو سختترین نبردِ زندگیم نباید ببازم زرملا.
🔹️قسمت ۳۰؛ ربیعا: وقتی حرفت رو باور کردن، این چه جور مجازاتیه. سربلند: برای ریش سفیدها این مجازات نیست، حفظ سنتهاست.
🔹️قسمت ۳۲؛ سربلند خطاب به ربیعا: به کی میتونم اعتماد کنم. وقتی سایه خودت، دشمنت بشه، چطور میتونی خودتو نجات بدی.
نقاط قوت
۱. جسارت در سنتشکنی؛ پرهیز از سوژههای نخنما شدهی خانوادگی و رفتن به سراغ یک درام پرپیچوتاب و حادثهای.
۲. سکانسهای احساسیِ ماندگار؛ بازیِ کمنظیرِ سجل علی در سکانسهای فروپاشیِ روانی و گریه، که عیارِ درام رو بالا میبره.
۳. تعلیقِ اولیه و جلوههای بصری زیبا؛ استفاده از لوکیشنهای سرسبز شمالِ پاکستان و صحنهپردازیهای تعقیب و منازعه.
۴. داستانِ منسجم و پر از اتفاقاتِ زنجیرهای.
۵. ریتمِ نسبتاً خوب و کششِ مناسبِ داستان.
۶. شخصیتپردازی و تحولِ سربلند.
۷. رابطهی زیبای سربلند و بانو.
۸. شخصیت نسبتا پیچیدهی تورسم و نشون دادن ریشههای کینهاش.
۹. رابطهی قابلباور سربلند و ربیعا که از اعتماد و درک متقابل شروع میشه.
۱۰. شخصیت فعال و باهوش ربیعا/زرملا تو نیمهی دوم.
۱۱. افشای تدریجیِ خیانت.
۱۲. استفاده از موضوع سنتهای ظالمانه مثل خونبس برای طرح یک مسئلهی اجتماعی.
۱۳. نشون دادن اینکه زنان نباید تاوانِ جرمِ مردان رو بدن.
۱۴. لوکیشنهای زیبا و چشمنواز.
۱۵. فیلمبرداری خوب.
۱۶.پایان تورسم که به جای گرفتن قدرت، متوجه میشه چیزی که واقعاً میخواسته عشق بوده.
نقاط ضعف (جاهای قابل بهبود)
۱. بعضی اتفاقات بیش از اندازه تصادفی اتفاق میفتن؛ مخصوصاً پیدا شدن ربیعا توسط تورسم در اسلامآباد.
۲.بعضی تصمیمهای شخصیتها، بهخصوص در موقعیتهای خطرناک، میتونستن منطقِ محکمتری داشته باشن.
۳. خط داستانیِ تورسم در بعضی بخشها به دلیل شدت خشونتش ممکنه برای مخاطب سختپذیر باشه؛ مخصوصاً اینکه رابطهاش با ربیعا با وجود مخالفت صریحش، بیشتر به سمت مالکیت میره.
۴. زعفران خان با وجود نقشِ مهمش، گاهی بیشتر از اینکه یک شخصیت چندلایه باشه، موتور اصلی ایجاد توطئههاست.
۵. بعضی رازها اگه کمی زودتر زمینهچینی میشدن، کشفشون طبیعیتر به نظر میرسید.
🔹️پایانبندی؛ رهایی از زنجیرها
پایان تورسم یکی از بخشهای خوبِ داستانه. بعد از همهی اتفاقاتی که افتاده، در نهایت میفهمه که ریاست قبیله رو نمیخواد. وقتی ازش میپرسن از زندگی چی میخواد، جوابش خیلی سادهست: عشق. این اعتراف، شخصیتِ تورسم رو تو یک جمله خلاصه میکنه. تمام عمر دنبالِ محبت بوده. از داییش، بیبیجان، برادراش و ربیعا، اما چون بلد نبوده این نیاز رو سالم دنبال کنه، اونو با انتقام و مالکیت اشتباه گرفته و بالاخره متوجه میشه که قدرت چیزی نیست که کمبودِ محبت رو درمان کنه. اعتراف به قتل تو قسمت ۳۸ هم برای تورسم یک قدم مهمه. بالاخره مسئولیت کار خودشو میپذیره و میگه میخواد بار گناهاش رو سبک کنه و خودش رو به پلیس معرفی کنه. این پایان، کارهاشو پاک نمیکنه؛ اما نشون میده شخصیت به نقطهای رسیده که دیگه نمیخواد از مسئولیت فرار کنه.
در طرف دیگه، ربیعا باید تصمیم بگیره که زندگی کنه یا برای همیشه تو گذشته باقی بمونه. خودشو به خاطر قتل مقصر میدونه. حتی میگه شاید اصلاً نباید ازدواج میکرد. اما دایی بهش یادآوری میکنه:
تو زندهای، باید زندگی کنی و این شاید پیام نهایی سریال باشه. زندگی کردن به معنای فراموش کردنِ عزیزانِ از دست رفته نیست.
جمعبندی
«زنجیرها» قصهی آدمهایی بود که هر کدوم یه جایی از زندگی، زنجیری به دست و پاشون بسته شده بود؛ یکی زنجیرِ خون، یکی کینه، یکی سنت، یکی طردشدگی و یکی هم زنجیرِ گناه و فقدان. بعضیها این زنجیرها رو به نفر بعدی سپردن و بعضیها بالاخره تصمیم گرفتن چرخه رو متوقف کنن. سریال تو ظاهر داستانی دربارهی دشمنی دو قبیله، انتقام، قتل و عشقه؛ اما تو لایهی عمیقتر، دربارهی آدمهاییه که گرفتار تصمیمهای نسلهای قبل شدن. زرسنگا قربانی یک رسم شد. تورسم قربانی طردشدگی و کینه شد، اما خودش هم بعدها دیگران رو قربانی کرد. همسری قربانیِ انتقام و خواهری قربانی جاهطلبیِ برادر شد. ربیعا قربانیِ عشقِ بیمارگونهی تورسم شد و سربلند هم قربانی مسئولیتی شد که هیچوقت براش آماده نبود، اما در میون همهی این آدمها، سربلند و ربیعا در نهایت راه دیگهای انتخاب میکنن: به جای اینکه گذشته رو فراموش کنن، یاد میگیرن با اون زندگی کنن و شاید این همون چیزیه که عنوان سریال میخواد بگه. آدمها سالها با زنجیرهای خون، سنت، کینه، گناه و گذشته زندگی میکنن، اما یک جایی باید تصمیم بگیرنکه این زنجیرو ادامه بدن یا قطعش کنن. سربلند با مخالفت با خونبس، یک زنجیر رو میشکنه. تورسم با قبول نکردن ریاست و پذیرفتنِ مسئولیتِ جنایتش، قدمی برای شکستنِ زنجیرِ کینه برمیداره و ربیعا و سربلند با انتخابِ دوبارهی زندگی، یک زنجیر دیگه رو پاره میکنن. شاید قشنگترین حرف سریال همین باشه؛ آدمهای از دسترفته رو نمیشه برگردوند و بعضی زخمها تا آخر عمر باهامون میمونن، اما میشه اجازه نداد این زخمها آیندهمون رو هم به اسارت بگیرن. گاهی باید یاد بگیریم عزیزانمون رو با خودمون به شکل خاطره حمل کنیم، نه اینکه خودمون رو هم در گذشته دفن کنیم و شاید بعد از این همه خون، انتقام و خیانت، قشنگترین پایان برای سریال همین باشه:
بعضی زنجیرها با شمشیر پاره نمیشن؛ با بخشیدن، پذیرفتن و دوباره زندگی کردن پاره میشن.
(پایان شاد)
از نلی خانم و تیمِ خوبش بابت ترجمه این سریال زیبا بسیار سپاسگزارم. 🙏💚🌷
بی نظیر . فوقالعاده.عالی قشنگترین سریالی بود که امسال دیدم
پس عاقبت تورسم چی شد؟
من منتظر بودم سریال کامل شه بعد دیدنش شروع کنم ارزشش رو داره؟شروع کنم؟لطفا نظر بدید
آره
سلامم .فکرکنم چندوقت پیش تو کامنتا به پیشنهاد شما سریال خئی رو دیدم .گفته بودین تو سبک سریالای قبیله اب هست .میشهه بازم سدیال خوب معرفی کنین؟
والا من که خیلی دوسش داشتم به نظرم ارزش یکبار وقت گذاشتن داره
خیلی قشنگ بود حتما ببین.
این سریال بهترین سریال پاکستانی بود به نظرم ، واقعا قشنگ بود با سریالهای دیگه پاکستان خیلی متفاوت بود . ممنون بابت ترجمه. اگه امکانش هست از این دست سریال ها بیشتر بزارید .
❤️
خیلی قشنگ بود ، دلم براش تنگ میشه🥲🥲🥲
مرسی بابت ترجمه ❤️😍
❤️
خوب سریال زیبای زنجیرها تمام شد هر چند اون اوایل با ترس و دلهره نگاهش می کردم که مبادا یه نفر دیگه کشته بشه ولی در کل سریال خوب و خوش ساختی بود تشکر از مدیر و گروه ترجمه خسته نباشید
❤️
خببب این سریال قشنگمونم به اخر رسید و پایان شیرینیم داشت
دست و پنجه مدیر و مترجمان درد نکنه💓
❤️
نلی عزیزم از تو و تیم ترجمه بابت انتخاب و پخش این سریال تشکر میکنم ✨❤️❤️❤️
درود بر Aryaman عزیز. 💚🌷
چطوری مهربان جان؟
نلی به فدای تک به تکتون ❤️
اول که خیلی ممنون که این سریال ترجمه کردید❤️بعدم اینکه خیلی خیلی سریال قشنگی بود من واقعا دوسش داشتم احتمالا از اون سریالا بشه که هر چند وقت یکبار بیام نگاهش کنم دلم برای لوکیشن و عمارت و سربلند و زرملا خیلی تنگ میشه
خلاصه که واقعا جزئه بهترین سریال های پاکستانی بود که دیدم و واقعا همیشه تو خاطرم میمونه
❤️
خیلی سریال قشنگی بود دوسش داشتم.
❤️
همانطور که انتظار داشتم امشب قسمت آخره (قسمت ۳۹)
قسمت آخر امشب میزارید مدیر جان؟❤️
بله جان مدیرجان
نویسنده با وجود ریت بالا خیلی خوب سریال رو الکی کش نمیده و زود همه چیز رو تموم میکنه چون میتوانست کلی الکی کشش بده. از زنده شدن مرده تا حاملگی و …. اما قشنگ و با محتوا پیش رفت دمش گرم. اینطور فیلما باعث میشه آدم زده نشه از سناریو های کلیشه ای و تکراری و به احتمال خیلی زیاد این سریال زیبا بزودی تموم میشه
سلام وقت بخیر امشب میذارین قسمت جدیدو منتظر بمونیم ؟🥲
بله عزیزم نت خیلی خرابه ، مطمئن باش هر وقت نتونم اپدیت کنم چند ساعت قبل اپدیت اطلاعیه میدم هم تو تلگرام هم روبیکا
ممنونم🌷
چقدر سجال علی صحنه ی رو در رو شدن با تورسم رو قشنگ بازی کرد
اوه تورسم داره برمیگرده میخوام بدونم بعدش چی میشه
ولی شیر دل حیف بود برا مردن 🥲💔
مرسی بابت آپدیت ها 😍
مرسی ک هستین 😘❤️
برای تماشا آنلاین اشتراک باید بخریم یا نه
اشتراک میخرین کل سایت هم انلاین داره هم لینک مستقیم
باسلام امروز چرا نمیتونم هیچ فیلمی از سایت دانلود کنم برای همه اینطور هست یا فقط برای من
سلام مطمئنین وارد اکانتتون شدین ؟
ینی چی میشه چیکار میکنه کاش زود ب زود پخش میشد چرا ربیعا ی روز این شیرین تعقیب نمیکنه
بیصبرانه منتظر زیرنویس امشبیم ممنون از زحمات تیم نلی موویز بوس بهتون با این سریالای جذابی که میذارید💖💋
😘
سلام وقت بخیر من از جا دیگه دانلود کردم ک از سایت شما میزارن
ولی متوجه شدم که زیرش نوشته شده دانلود غیر سایت حرامه
درسته؟
واقعا نمیدونستم عذر خواهی میکنم متوجه نشدم
چون عضو سایت نیستم متوجه شدم ک نوشتید دانلود از غیر سایت حرامه
درسته؟
واقعا نمیدونستم عذر خواهی میکنم متوجه نشدم
🙏
اگر محبت کنین من بعد از سایت اشتراک نهیه کنین و از فایلای خودمون از سایت خودمون تهیه کنین مشکلی نیست عزیزم
سلام قسمت های جدید کی میاد؟ یا فصل اول تموم شده باید منتظر فصل دوم بود ؟ سریال پخشش چطوریه؟
صفحه اصلیو لطفا چک کنین قشنگم هفته ای دو قسمت میاد درحال پخشه
سلام . ببخشید امکانش نیست این سریال قسمتای بیشتری ازش بذارید ؟ هفته ای فقط یک یا دو قسمت قرار میدید . خیلی کمه
کلا این سریال تو پاکستان هفته ایی فقط ۲ قسمت پخش میشه که ترجمه میکنن هر هفته قرار میدن
سلام ادمین جان
میشه لطفا فیلم های بیشتری از ساجل علی بزارید
به روی چششم البته رو بازیگرش کلیک کنین سریالاش واستون میاد فکر کنم 5 تا سریال داریم ازش تو سایت
خیلی ممنون از سایت و ترجمه خوبتون🙏🏻🌺
من عاشق این سریال شدم سربلند و رابیعا واقعا زوج قشنگین یه جز زوج کلا خط داستانی و لوکیشن سریال واقعا قشنگه
فقط امیدوارم خیلی طولانی نشه حقیقتا انقد قشنگه برام تحمل ندارم هر هفته منتظر بمونم
راستی عزیز هنوز معلوم نیست قراره چند قسمت باشه؟
(میدونم پاکستانی ها تعداد قسمت اعلام نمیکنن ولی شما چون دستت تو کاره معمولا خودت یه حدسایی میزدی که درست در میاد به خاطر همین پرسیدم)
به هر حال خسته نباشید و ممنون بابت همچی💗💖
سلام عزیز
سهراب چرا دشمنی داره با شیردل و سربلند چرا اونارو کشت خواهرشو کشت؟؟
به نظرم حسادت میکنه دوست داره تنها سردار خودش باشه
یه جوری انکار فکر میکنه زیردست شیردل و سربلنده
با حذف اونا میخواد خودش جایگاه اونا بگیره که زیر دست کسی نباشه
ولی به نظرم هیچی جز یه آدم حسود و حیله گر بیشتر نیست
خواهرشم به خاطر اینکه فهمید همچین زیر سر سهراب بوده کشت دیگه چون بانو میرفت به سربلند میگفت نقشه های اینم نقش بر آب میشد خواهر خودشو به خاطر مخفی نگه داشتن نقشه های شومش کشت
مرسی از شما که همراهمونین عزیزدلم ، نه حقیقتا خبر ندارم و از اونجایی که دنبال نمیکنم نمیدونم اصن چیزی مشخصه نیست نمیدونم یه حسی بهم میگه 35 یا 33 تموم میشه حالا باید بمونیم ببینیم
جالبترین چیزی که میتونم راجع به این سریال بگم تا اینجا که تا قسمت ۲۵ که نگاهش کردم راستش یه جورایی خوشم اومد ازش از نظر من شخصیت سربلند یه شخصیت باحال داره و شخصیت بانو یه جورایی یه دختر خیلی شیرینه خیلی خیلی زیاد شیرین میدونم چرا
ولی خیلی خوشم میاد که انقدر خوب همدیگرو میشناسن ولی از طرف دلمم میسوزه که سربلند نمیخواد قبول کنه که بانو مرده اون یکم زجر سریال رو زیاد میکنه راستش از یه طرفی حس میکنم که بانو زنده است یا اگرم زنده نیست دقیقاً همون جای خاک شده که اون لحظه وقتی که سربلند داشت با برادرزادش بازی میکرد رفت ونجا و قدم زد یعنی تئوری من اینه انگار کارگردان از عمد اون صحنهها رو یاد بانو توی ذهن سربلند گذشته
سلام
بانو چیشدش؟
چرا سهراب شیردل بانو رو کشت با کی دشمنی داره چی میخواد دقیقاً؟
کاش امشب قسمت بعدش هم بیاد🥲
یک نفر چقدر میتونه بیشرف باشه . بذارنت روی سرشون اما پشت سرشون اینطوری بهشون خیانت کنی . واقعا کاراکتر سهراب خیلی بدجنسه . خدا سر کسی نیاره
۸۰ درصد همین مشکل و دارن بیشتر هم درون خانوادگی😑
از صبح هشت هزار بار اومدم توو سایت سریال در حال پخش دیدنم چه غلطی بود من کردم
😂 دور از جون ، بقران ک دست من نیست ، دیشب ساعت 3 اینا بود اشتباه نکنم دو قسمت با هم پخش داد زیرنویسو ، مترجم تا این ساعت داشت ترجمه میکرد ، هر سری همین بساطه ، منم میگم غلط بکنم ز این شبکه سریال بردارم ولی برمیدارم 🤣🤣🤣🤣😭😭😭😭😭😭
شبکه hum سر ترجمه خیلی اذییت میکنه ولی خدایش سریالاش خیلی قشنگن و زیاد کلیشه ای نیست ولی ارزششو داره بازم سریالاشون رو ترجمه کنید
واقعا همینطوره ، قدیمیا بهتر میدونن
در انتظار سریال زنجیره
آخر دیوونه زنجیره ای میشم🤣
😂😂😂😂😂😂
من هی میگم غلط بکنم درحال پخش ببینم و باز این غلطو میکنم
شبکه لعنتی هم کرم میریزه ….
شاید باورت نشه 3 شبهههههههههههه الان داده 😐لعنت بهت یزید ، فردا جفت قسمتو با هم میزارم دلبرجانان
چقد منتظر میزاره 😐
مرسیی گل
تا نیم ساعت دیگه رو سایته ، ببین یعنی هر سری میگم غلط بکنم از این شبکه سریال بردارم ؛، هر سریم یه سریال خفن میده بیرون 😂😐
بنظرم باید منتظر بمونیم فول شه بعد پخشش شروع کنی یجا اصلا دیگه فشار نمیخوریم
من الان ایقد درگیرش شدم هیچ سریالی به دلم نمیشینه و اینم نیست….
نه خدایی بعضی سرریالای هستن ک درحال پخش بیشتر میچسبن 😂😁 ( آدم نمیشیم )
اینو اره میدونستم اینجوریه و باز شروعش کردم🤣
ادامه سریال معلوم نیس کی پخش بشه یعنی؟:)))
😂وای چقد نمکی شما عزیززززززززززم ، یعنی این همه مدتع نمیدونین با پخش هماهنگیم و روز پخشش تو جدول پخش تو صفحه اصلی سایته ؟
سریال فصل دوم هم داره
بیانیه ای در موردش منتشر نشده
یه نکته بود من ترجمه انگلیسی خلاصه سریال دیدم با فارسی خیلی فرق داره تو سریال دختر سنتی و خانواده سخت گیر وجود نداره با پسر با نگاه متفاوت کلا یه چیز دیگه اس داستان اگر بشه این تغییر بدین گیج کننده اس 💔
سارا جان، پاکستان قبل پخش سریال هاش خلاصه ای ازشون منتشر نمیکنه، فن ها با توجه به تیزر درمورد خلاصه اش حدس میزنن و توی سایت های مختلف پخش میکنن و معمولا خلاصه ها رسمی نیست برای همین هم خلاصه ای که اینجا ذکر شده با داستان متفاوته، از اونجا که بعد از پخش سریال تغییر دادن خلاصه ها کار سخت و زمان بریه، نمیشه برگردیم عقب و تمام خلاصه ایی که توی سایت نوشتیم رو تغییر بدیم
ببخشید چه روزایی سریال پخش میشه ؟
خود فیلم تو یوتیوب چهارشنبه و پنج شنبه اینجا پنج شنبه ها و جمعه ها ؛)
کاش اینم به اون جمله ات اضافه میکردی که زیرنویسش یه روز بعد میاد 🥲 وگرنه ما کرم نداریم
زیرنویس که چند روز بعد میاد . الان شما قسمت 17 رو بذارین برا هفته قبله امشب قسمت 19 پخش شد. منم صرفا جواب یه سوالو دادم چرا بل میگیرین؟
بل گرفتم ؟ 😐عزیزجان مدل پخش خود شبکه رو توضیح دادم بهت
پس درست بگین نیازی به طعنه و کنایه نیست. والا ما میایم از شما حمایت کنیم و از راه قانونی و حلالش فیلم دانلود کنیم انقدر بد جواب آدمو میدین آدم پشیمون میشه.
عزیزحالت خوشه ؟ طعنه کنایه کدومه ؟ دنبال دعوا تو کامنتایی ؟ چه حواب بدی دادم که به شما برخورد حضرت والا ؟ نوشتی خود سریال یه روز دیگه میاد ، منم نوشتم جواب کامنتو میدی لاعقل اینم بنویس که یه روز بعدش زیرنویس میاد ( که خود شما و امثال شما گارد نگیرن نسبت به ما که ما هر وقت عشقمون میکشه سریالو اپدیت میکنیم ) منت چیو میزنی ؟ دزدی افتخار داره که شما بیای منت حق اشتراک گرفتنو به ما بزنی ؟ حق اشتراک میگیری در مقابلش سرویس میدیم ماهم عزیز
کسی واسه کسی الان رایگان فاتحه نمیفرسته ، خرما میگیری فاتحه میفرستی ، چه بسا که کار به این سختی رو میکنیم ، اصن کامنت من چه ربطی به اشتراک گرفتن داشت ؟
بنظرم اون کسی که مین رو کار گذاشته سهرابه تا شیردل رو بکشه
من از اولشم به سهراب شک داشتم… یه نفر معتمد از توی عمارت باید تو زرد از آب درمیومد…تورسم که از اول دشمنیش رو بود، خدمتکارم که خب چقد میتونه قدرت داشته باشه…میمونه سهراب
اشتراک رو نمیشه تمدید کرد
چند باره دارم پرداخت میکنم و هی برگشت میخوره
سلام مشکل چیه ؟ اول وارد اکانت شین بعد اقدام به خرید اشتراک کنین مجدد
قسمت 15 و 16 که خیلی وقته با ساب انگلیسی اومده چرا این جا نمیاد؟
سپیده قشنگم تو کامنتای قبلی رو هم بگردی قید کردم خدمتتون این شبکه همیشه اعصابمونو خراب کرده ، همیشه سه چهار روز بعد پخش خود سریال گذاشته زیرنویسو خو مام بجا اینکه وسط هفت هبزاریم هیشکی نفهمه از کدوم قسمت مونده میزاریم روز پخشش
باشه عزیزم ببخشید ندیده بودم کامنتارو
بچه ها به نظرتون سربلند و رابیا زوج داستان میشن ؟
اصلا از همون روز اول که برای این سریال داشتن بازیگر انتخاب میکردن دانیال و ساجل رو به عنوان زوج اصلی معرفی کرده بودن
آره میشن. تو خلاصه انگلیسیش تو چنل یوتیوب سریال نوشته:)
بلی🙂
ای بابا خیلی بد شد کهه بیچاره نامزد سربلند
سلام قسمت ۱۵ و ۱۶ کی میان ما که پیر شدیم
تورسم پلشت ، واقعا قسمت ناراحت کننده ای بود اشکم دراومد
کی همه قسمت ها گذاشته میشه تا اینجا ۱۳ قسمت از سریال پخش شده
بخدا که من از شما انلاین ترم و فعال ترم عزیز ، مبحث اینجاست که یه چیزیو میدونین ده چیزو نمیدونین ، این شبکه همیشه اذیتمون کرده ، همیشه زیرنویسو دیرتر گذاشته مثلا چهار روز بعد گذاشته ، ما هم مجبورا چون دیرتر پخش شده دیگه منتظر میمونیم روز پخشش پخش میکنیم وگرنه الان 14 ام بیاد زیرنویس نداشته باشه به درد نمیخوره ، میخوره ؟
واقعا برای بازدید یوتیوب اینکار میکنه دلیلش چیه قبلم یه سریال پخش میکرد رنده شدیم تا تموم بشه
ااصن نمیدونم یادتونه یا نه ، سر هر قسمتم هفته ای فقط فحش میخوردم ک چرا نمیزارم 😒😐هی قسم ایه که به ولله تقصیر من نیست ، صد درصد برا درامده به دلاره ها ، خب بهرحال هرچی دیرتر بزاره همونقد هی میرن کامنت میزارن هی بازدید میره بالا که بزار بزار بهرحال یوتیوبم چون هر ای پی جداست پول میده
کاملا یادم متاسفانه نمی دونم این شبکه کی میخواد متوجه بشه این راهش نیست
سریال قشنگیه ولی همیشه با یه ترسی نگاهش می کنم از بسکه این تورسم آدم بی حد و مرزی است و هر جنایتی ازش بر میاد دایی مکارش رو که دیگه نگو چقدر نفرت انگیزه
امیدوارم مثل سریال دنیاپور کم قسمت نباشه. چون واقعا این سریال پتانسیل طولانی شدن رو داره و کلی راز و اتفاق هیجانی میتونه داشته باشه
سلام مدیر عزیز خداقوت
خواستم سوال کنم آیا رضایت دارین دوتا از فیلم های سایت رو با مادر و خواهرم تماشا کنم؟
اگه توسط خودتون از سایت ما دانلود شده بله چرا که نه ❤️
بله خودم از همین سایت دانلود کردم
بسیار سپاسگزارم ازتون لطف کردین
❤️
وای مدثر عجب پسر خوبیه 😭🥹
آخ جون آپدیت😍
احتمالا سهراب به نقشه ای برای تصاحب اموال این خانواده داره. واسه این بین برادرها دو به هم زنی می کنه و حتما نقشه های دیگه هم داره
نه فکر نکنم. شیردل رو خیلی دوست داره
حداقل یه نفر تو این عمارت داره موش میدوئونه😑 احتمالنم هدفشون از میون برداشتن شیردل باشه، شاید دارن مریضش میکنن، مسمومی چیزی🤔
امیدوارم همین یه جور سوء قصد باشه و خودش مریض و رو به موت نباشه چون واقن دوتا شخصیت دوس داشتنی مریض و در حال مرگ تو دوتا سریال در حال پخش که میبینم برنمیتابم😅چه وضشه…(اونور همراهی اینورم این🤦♀️🙄)
وای این قسمت چقدر سربلند و نامزدش قشنگ بودن😭😭
فکر نمیکردم از این سریال خوشم بیاد
اما بنظرم متفاوت بود موسیقی متن و تیتراژش خاصه ،بازیگراش خیلی خوبن بازیگرای مردشم که نگم
مخصوصا سربلند خیلی کیوته و بازیش به دلم میشینه
به عشق اون مشتاق ادامشم🥹😂
سریال قشنگیه، از ژانر این خوشم میاد . لطفا سریال های بیشتری با این سبک بازیها و کیفیت بزارین . راستی سریال های عشایریی و بلوچی هم بزارید که سناریو خوبی داشته باشن
آره لطفاً ژانر عشیره ای بیشتر بذارید لطفاً
سریال خیلی خوش ساختیه و ژانرش ژانر مورد علاقم عشیره ای هستش و این دو قسمت عالی بوده و معلومه سناریو قوی داره
اگه مثل من عشیره ای دوست دارید توصیه میکنم سریال خئی و دنیاپور با زیرنویس فارسی اختصاصی نلی مویز حتما ببینید هردو واقعا قشنگن مخصوصا خئی که مثل همین سریال هم هست تقریباً . کلا پاکستان بعد از ترکیه ژانر عشیره ایش عالیه با چاشنی عاشقانه
آخ جووون امشب میاددد😭😭
خیلی سریالو دوست دارم و میخواهم که زودتر بقیه قسمت هاش منتشرشه
سریال خیلی جذاب و با کیفیتی به نظر میاد..سبک روایت قصه، موسیقی و همه شخصیتا تعلیق تو دل خودشون دارن
اینطوریه که ادم حس میکنه همه شخصیتا این قابلیتو دارن که یه لحظه غافلگیرت کنن و یه تصویری از خودشون بهت نشون بدن که فکرشو نمیکردی، یا شاید اونی که نشون میدن نیستن..یه بعد مخفی دارن
اینم یه سریال دیگه که تماشای حین پخشش قراره شکنجه باشه😅
سجل هم تو همه ی سریالا خوشگلتر از قبل میشه😭🤏🏻
واییی اصلا فکر نمیکردم ازین سریال خوشم بیاد😭😭 تو تیزر فک کردم سربلند زشت و بی ستارس بعد ک دیدم خیلییی خفن و جذابه شبیهه کامران هومنه😭🤣 اون مدثرم خیلی خوشتیپ و خوبه
فک نمیکردم از بازیگرای مردش خوشم بیاد ولی خیلییی خوب بودن
میون دوتا دلبر موندم برم کدوم ور ، این ور برم یا اون ورررررر 💃🕺خیلی کراشن پسرا
آرههه🥹
نلی جون من هرچی میزنم رو تیزر نمیاره ارور میده همش😭 چیکار کنم تیزر رو بیاره؟ توی چنل روبیکا تیزرش نیست؟
وایستا درستش کنم
مرسیی💜
وای عجب تیزری داشت😭 عجب زوجهایی عجب بازیگرایی🫠🫠🫠🫠🫠
یه دلیل بیار که نشه ؟
😂😐اسیر شدیم بخدا
نشسته ام به در نگاه میکنم ، دریچه اه میکشد
خدا صبرت بده مدیر🤣🤣🙃خدا قوت پهلوون😂
سلام درحال پخش پاکستانی هیچ وقت قسمت مشخص نمیکنن