میتونین با مرورگر تلوزیون به سایت نلی موویز برید و وارد اکانت کاربریتون بشین و تماشای آنلاین سریالهارو بدون دانلود تجربه کنید
از این پس میتونین با استفاده از آپلودر عکس پروفایل ( در داشبورد یا ویرایش پروفایل ) عکس پروفایل اختصاصی خودتونو داشته باشین
میتونین با مرورگر تلوزیون به سایت نلی موویز برید و وارد اکانت کاربریتون بشین و تماشای آنلاین سریالهارو بدون دانلود تجربه کنید
از این پس میتونین با استفاده از آپلودر عکس پروفایل ( در داشبورد یا ویرایش پروفایل ) عکس پروفایل اختصاصی خودتونو داشته باشین
قسمت آخر از فصل 1 منتشر شد
سریال میرزا و هیر : هیر دختر مستقل و سرسختیه که بعد از اینکه باباش خودکشی کرده بدهی خیلی زیادی هست که باید به مردی به اسم دل نواز بپردازه که دل نواز بعد از دیدن هیر ازش خوشش میاد و میخواد به جای پول با هیر ازدواج کنه که در پاکستان بر اساس داستان واقعی به تصویر کشیده شده است ، این عشق ، عشق ساده ای نیست ، هیر که یک زندگی ساده و آرامی دارد با عشق وسواس گونه میرزا زندگی آرام او دچار تلاتم میشود که ...
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
در ثبت نام ایمیل صحیح وارد کنید، برای فراموشی رمز لازم میشود.
پس از ثبت نام/ورود از اینجا اشتراک تهیه کنید.
پس از خرید اشتراک، به آرشیو فیلمها، سریالها و پخش آنلاین در نلی موویز دسترسی دارید.
پس از خرید اشتراک، میتوانید با کیفیت دلخواه و بدون محدودیت دانلود کنید.
سلام خدمت دوستان. 🙋🏻♀️
بعضی وقتها فقط اسمِ دو شخصیتِ اصلی کافیه تا آدم کنجکاو بشه که نویسنده قراره با این ترکیب چه کار کنه. وقتی میبینی اسم دختر داستان هیره و مردی که عاشقشه میرزا، ناخودآگاه ذهنت میره سمت مشهورترین عاشقانههای پنجاب؛ اما اینجا قرار نیست هیر کنار رانجها باشه و میرزا هم قرار نیست صاحبان رو صدا بزنه. اتفاقاً همین بازی با نامها از همون ابتدا ایدهی جالبی به نظر میرسه. در فرهنگ و ادبیات پنجاب، اسمهایی مثل هیر و رانجها، میرزا و صاحبان فقط اسم چند شخصیت نیستن؛ هر کدوم بخشی از حافظهی جمعیِ یک فرهنگ و نمادی از یک تراژدی عاشقانهان، اما زیرِ این بازیِ نمادین، «میرزا و هیر» در واقع قصهی چیزِ دیگهایه: مرزِ باریکِ میونِ عشق و مالکیت. دلنواز از همون قسمتهای اول، تفاوتِ این دو رو انکار میکنه؛ میگه عشق چیزِ آرومیه، اما چیزی که خودش داره جنونه، و همین جمله، کلیدِ فهمِ کلِ داستانه. وقتی سریالی هیر رو کنار میرزا میذاره، طبیعیه که مخاطب منتظر باشه ببینه نویسنده با این بار فرهنگی چه بازیای میکنه. سریال هم خیلی محدود به این پیشینه اشاره میکنه؛ از مزار هیر و اشاره به هیر و رانجها گرفته تا اشارهای ظریف به میرزا و صاحبان و مهمتر اینکه برخلاف داستانهای کلاسیک، اینجا هیر قرار نیست معشوقی باشه که منتظر تصمیم مرد داستان بمونه؛ خودش تصمیم میگیره، مقاومت میکنه، میجنگه و حتی در یکی از مهمترین لحظات داستان، تفنگ به دست میگیره، اما آیا «میرزا و هیر» تونسته به اندازهی اسم و ایدهی اولیهاش، عاشقانهای ماندگار بسازه؟ اینجا جواب کمی پیچیدهتره …
🔹️🔸️بخشی از متنِ کلی، شامل توضیحاتی درباره داستان میرزا و صاحبان، داستان هیر و رانجها، تفاوتِ میرزا و صاحبان با هیر و رانجها، لایههای معنایی و جهانبینیِ اثر، برخی از سکانسهای سریال و … در نوشتارِ زیر لحاظ نشده، دوستانی که تمایل دارن، میتونن متنِ کامل رو در بخشِ «نقد و بررسی» همین سریال ملاحظه بفرمایند.
شخصیتهای داستان
▪️هیر؛ دختری که عشق، شجاعتش رو بیدار کرد:
هیر از همون ابتدا شخصیتی منفعل نیست. تو ابتدای داستان دختریه که با کار و زحمت، قرضِ پدرش رو میده؛ یعنی از همون اول، مسئولیتپذیریِ اون بیشتر از سنشه. تحولِ اصلیِ هیر اما بعد از ورودِ میرزا اتفاق میافته. خودش میگه: «یه دختر، وقتی کسی پشتش باشه، شجاع میشه»؛ و این جمله بعداً در عمل ثابت میشه، وقتی به دلنواز شلیک میکنه یا وقتی تو بازداشته، بهجای تسلیم، مقاومت رو انتخاب میکنه. نکتهی مهم اینه که هیر دلیلِ ازدواج با دلنواز رو به مادرش میگه که بهخاطرِ «عشقِ خودم» تصمیم گرفتم، نه از سرِ اجبارِ صرف؛ یعنی حتی وقتی قربانیِ شرایطه، باز خودش رو صاحبِ انتخاب میدونه و همین، هیر رو از یه قربانیِ منفعل جدا میکنه. اوجِ تحولِ هیر هم جاییه که تو قسمت ۱۵، شلیک میکنه. واکنش اطرافیانش هم جالبه:
«این دختر از کجا این همه شجاعت آورد؟»
جواب مادر مربی شاید یکی از بهترین توضیحها برای شخصیت هیر باشه: «کسی که عاشقش بود، اومده بود ببرتش، اون وقت ترس رفت زیر پای هیر.» هیر در واقع به واسطهی عشق، شجاعت پیدا میکنه؛ اما مشکل داستان اینجاست که این تحول میتونست خیلی عمیقتر و تدریجیتر پرداخت بشه. هیر حرفهای قویِ زیادی میزنه؛ دربارهی عشق، ترس، شجاعت و ایستادگی، اما همیشه بین اونچه هیر میگه و اونچه واقعاً در عمل انجام میده فاصله وجود داره. گاهی دیالوگها بیشتر شبیه بیانیهان تا نتیجهی طبیعیِ شخصیتپردازی. 🙃
▪️️میرزا؛ عاشقی که شاید بیشتر از قدرت، به آدمهای اطرافش متکی بود:
میرزا در ابتدا با جملهی:
«ما جایی که باید حرفمون رو بزنیم، نمیزنیم هیر.»
علاقهاش رو به هیر اعتراف میکنه. رابطهی این دو خیلی سریع شکل میگیره و بعد وارد مرحلهای میشه که تمام زندگیِ اطرافشون تحت تأثیر قرار میگیره.
میرزا حاضر میشه برای هیر بجنگه و در برابرِ دلنواز بایسته، اما اینجا یکی از ضعفهای اصلی شخصیت میرزا خودش رو نشون میده. میرزا در حرف، خیلی قدرتمنده؛ اما در عمل همیشه به همون اندازه قدرتمند نیست. بارها دلنواز رو تهدید میکنه، اما وقتی دقیق نگاه میکنیم، بخشِ قابل توجهی از موفقیتهای میرزا برای نجات هیر، نتیجهی کمک دیگرانه. در فرار اول، تماسِ نیدا و کمک دوستان میرزا نقشِ تعیینکننده داره. در فرار دوم هم افرادی که از دلنواز کینه داشتن، مسیر رو برای میرزا پیدا میکنن. یعنی اگه این آدمها نبودن، میرزا عملاً ابزارِ چندانی برای مقابله با دلنواز نداشت. به همین دلیل گاهی این احساس به وجود میاد که میرزا بیشتر قهرمانِ دیالوگهاست تا قهرمانِ عمل. این مسئله بهخصوص وقتی آزاردهنده میشه که سریال مدام روی عشقِ بزرگ و قدرت این دو نفر تأکید میکنه، اما خود میرزا کمتر فرصت پیدا میکنه که این قدرت رو در عمل ثابت کنه. البته پایانش کاملاً نقطهی متفاوتیه، جایی که برای دفاع از هیر، خودش رو سپر میکنه، بالاخره اون عشق تبدیل به یک انتخابِ عملی و نهایی میشه.
🔸️میرزا و هیر؛ عشقی که به جای اعتراف، با عمل ثابت میشه:
رابطهی این دو نسبت به الگوی اصلیِ «میرزا-صاحبان» و «هیر-رانجھا» یه تفاوتِ اساسی داره: اینجا میرزا و هیر با هم ازدواج میکنن، درحالیکه هر دو داستانِ اصلی با جدایی یا مرگ تموم میشن. همین انتخاب نشون میده نویسنده نمیخواد صرفاً تراژدیِ کلاسیک رو تکرار کنه؛ میخواد نشون بده عشق میتونه برنده بشه، اما بهایی داره. جملهی هیر تو شبِ عروسی: «تو چشمهای هیر ترس نمیبینی» و جوابِ میرزا: «تو باور و عزتِ منی»، دقیقاً همون چیزیه که بعداً دلنواز تلاش میکنه نابودش کنه.
▪️دلنواز؛ کسی که عشق رو با فتح اشتباه گرفت:
اگه بخوایم یک شخصیت رو انتخاب کنیم که بیشترین بارِ دراماتیک سریال روی دوشش بوده، بدون شک دلنوازه. دلنواز از همون ابتدا یک آدم خطرناکه، اما چیزی که شخصیتش رو جذاب میکنه اینه که خودش تصور میکنه عاشقه. مادرش بهش میگه: «عشق باعث شده بخندی؟» و دلنواز جواب میده: «اون چیزی که من دارم، عشق نیست… جنونه.» اما جالب اینجاست که در ادامه، خودش بارها بین عشق و جنون مرز نمیذاره.
دلنواز: «هیر، تو خودت سودشی. تمام و کمال سود.»
یعنی هیر دیگه براش انسانِ مستقلی با حق انتخاب نیست؛ تبدیل شده به چیزی که باید به دست بیاره. حتی وقتی هیر به صراحت میگه ازش متنفره و میرزا رو انتخاب کرده، دلنواز همچنان معتقده هیر «باید» به سمتش برگرده. جملهی: «این سرنوشتشه.» در واقع یکی از ترسناکترین جنبههای شخصیتِ دلنوازه، چون آدمی که میگه «سرنوشت تو اینه که مال من باشی»، دیگه عشق نمیخواد؛ مالکیت میخواد. دلنواز حتی وقتی هیر و میرزا ازدواج میکنن، نمیگه باید خوشبخت بشن یا انتخابشون رو بپذیره. میگه باید زندگیشون رو جهنم کنم … اینجا سریال عملاً نشون میده که وقتی عشق از احترام به انتخابِ طرفِ مقابل جدا بشه، خیلی راحت تبدیل به خشونت میشه.
دلنواز نمیخواد هیر رو خوشحال کنه؛ میخواد هیر رو داشته باشه و این دو تا با هم زمین تا آسمون فرق دارن.
🔸️هیر و دلنواز؛ جنگی که از عشق مهمتر شد:
یکی از قابل تأملترین رابطههای سریال، نه هیر و میرزا، بلکه هیر و دلنوازه. دلنواز تو سکانسی میگه: «رقیبم تویی، هیر» و حتی اعتراف میکنه که از غرور و مقاومتِ هیر لذت میبره. یعنی هیر براش فقط معشوق نیست؛ تبدیل به رقیب شده. در نتیجه داستان از یه جایی به بعد، به بازی قدرت بین این دو نفر تبدیل میشه. هیر: «بدترین نوع دشمن اون کسیه که قوانین نداره.»
دلنواز: «عشق قانون و اصول سرش نمیشه.»
این دیالوگها دقیقاً فلسفهی دو شخصیت رو مقابل هم قرار میدن. هیر عشق رو انتخاب و وفاداری میدونه؛ دلنواز عشق رو چیزی میدونه که باید به هر قیمتی به دست آورد.
▪️مربی؛ شخصیتی که خودش قصهی ناتمامِ میرزا بود:
مربی فقط مربیِ میرزا نیست. وقتی مادرش میگه:
«اگه پسرم تو وقت خودش، شجاعتی که برای میرزا و هیر نشون داد، برای خودش نشون میداد، الان تنها نبود.» میفهمیم که مربی خودش هم تجربهای مشابه داشته. این نکته شخصیتش رو از یک شخصیتِ فرعی ساده بالاتر میبره. میرزا رو میفهمه چون خودش مسیری شبیه اون رو تجربه کرده و به همین دلیل، جملهاش: «میرزا، تو برای دویدن دنیا اومدی؛ مسابقهات هیچ وقت تموم نمیشه.» فقط دربارهی دویدن نیست؛ انگار دربارهی خودِ زندگی میرزا حرف میزنه. رفتنِ مربی هم یکی از اتفاقات تلخ داستانه، هرچند نحوهی واکنش میرزا به خطر، در اون صحنه، از نظرِ اجرایی چندان باورپذیر نبود. 🙃 وقتی هیر خبر میده جان مربی در خطره، انتظار میرفت اضطراب و شتابِ بیشتری در رفتار میرزا ببینیم … .
▪️زبیر و سهیل؛ بزرگترهایی که دیر فهمیدن:
اعترافِ زبیر تو قسمتِ ۳۱: «ما خودمون بچههامونو بد گیر انداختیم… اگه واقعاً عاقل و بالغ بودیم …» یکی از صادقانهترین لحظاتِ فیلمنامهست، چون بهجای اینکه تقصیر رو فقط گردنِ دیگران یا سرنوشت بندازه، خودِ نسلِ بزرگتر رو هم مسئول میدونه. این نوع خودآگاهیِ شخصیتها، چیزیه که خیلی از درامهای مشابه ازش غافل میمونن. این اعتراف از نظر موضوعی خیلی مهمه، چون سریال فقط نمیگه جوانها اشتباه کردن؛ نشون میده بزرگترهایی که باید راهنما میبودن، در لحظهی لازم کنار بچهها نبودن. اگه هیر میتونست با مادرش حرف بزنه، اگه میرزا احساس میکرد خانواده پشتشه، اگه کاینات میتونست به بزرگترها اعتماد کنه، شاید خیلی از اتفاقات، تغییر میکرد. این بخش، یکی از معدود جاهاییه که سریال مسئولیت رو فقط گردن یک نفر نمیاندازه.
▪️کاینات و بابر؛ زیرداستانی که در سایهی خطِ اصلی نفس میکشه:
رابطهی کاینات و بابر بیشتر نقشِ تکمیلکننده داره تا محوری، اما دزدیدهشدنِ کاینات و افتادنِ اتهام به گردنِ بابر، یکی از هوشمندانهترین حرکتهای دلنواز در طولِ داستانه؛ چون هم رقیبِ حقوقیش (بابر) رو از میدان بهدر میکنه، هم به میرزا فشار میآره، بدونِ اینکه خودش مستقیم درگیر بشه.
🔹️فیلمنامه؛ ایدهی جذاب، اجرایِ پرنوسان 📖
از اونجایی که اسمِ دو شخصیتِ اصلیِ داستان هیر و میرزا بود، از همون اول، ایده روایت جالب به نظر میرسید. هیر در کنار رانجها نبود در کنار میرزا قرار گرفته و میرزا هم کنار صاحبان نبود، عاشقِ هیر شده بود. (مثل اینکه فرهاد عاشقِ لیلی شده باشه و … . از این قبیل ترکیبِ اسامیِ داستانهای عاشقانه تو آثار کشورهای مختلف اتفاق افتاده.) تو چند سکانسِ محدود از سریال، به هیر و رانجها و در یک سکانس به میرزا و صاحبان اشاره شد.
در ادبیات و فولکلورِ پنجاب معمولاً این چهار عشقِ بزرگ رو کنار هم میارن:
Heer Ranjha
Mirza Sahiban
Sohni Mahiwal
Sassi Punnun
یکی از جذابیتهای ادبیاتِ پنجاب همینه که این داستانها صرفاً قصههای عاشقانه نیستن؛ هرکدوم نمایندهٔ یک نوع عشق و یک نوع تراژدیان.
▪️هیر و رانجھا: تراژدیِ عشق در برابر جامعه.
▪️میرزا و صاحبان: تراژدیِ عشق در برابر خانواده و وجدان.
▪️سسی و پنون: تراژدیِ وفاداری و جستوجوی بیپایانِ معشوق.
▪️سوهنی و ماهیوال: تراژدیِ عشق در برابر فاصله و سرنوشت.
برای همین تو فرهنگِ پاکستان و پنجاب، وقتی نویسنده یا فیلمنامهنویسی از «هیر»، «رانجھا»، «میرزا» یا «صاحبان» نام میبره، معمولاً فقط به یک شخصیت اشاره نمیکنه؛ بلکه مجموعهای از نمادها، احساسات و پیشزمینههای فرهنگی رو هم به همراه میاره و نکتهٔ جالب اینه که برخلاف بسیاری از عاشقانههای کلاسیک، زنانِ این داستانها—هیر، صاحبان، سسی و سوهنی—شخصیتهای بسیار فعالی دارن و صرفاً معشوقِ منفعل نیستن. همین موضوع باعث شده این روایتها حتی امروز هم تازه و تأثیرگذار به نظر برسن.
شروع داستان واقعاً قلاب خوبی داره. کنار هم اومدنِ اسمهای هیر و میرزا، استفاده از فضای فرهنگی، عشقِ پرچالش، مردی قدرتمند و خطرناک، فساد و نفوذ، خانوادهای که درگیر تصمیمهای خودش شده و عشقی که باید از دل تهدید و خشونت عبور کنه. دلنواز از همون ابتدا تهدیدکنندهست، هیر تو موقعیتِ سختی قرار میگیره و میرزا هم خیلی زود وارد میدان میشه.
مرگهای پشتِ سرِ هم باعث میشن مخاطب بفهمه با یک عاشقانهی معمولی طرف نیستیم، اما مشکل از جایی شروع میشه که سریال باید عشق هیر و میرزا رو به اندازهی کافی بسازه.
🔸️نکته اول؛ عدم پرداختِ کافی به عمقِ عشق:
این دو خیلی سریع عاشق میشن. هیر به خونهی پدربزرگش میاد، میرزا عشقش رو ابراز میکنه، کمی بعد، رابطه شکل میگیره و خیلی زود اونقدر اتفاقِ بزرگ پشتِ سرشون رخ میده که آدم از خودش میپرسه:
این عشق دقیقاً چه زمانی انقدر عمیق شد که ارزش این همه هزینه رو پیدا کرد؟
وقتی قراره چندین نفر به خاطرِ یک عشق جان خودشونو از دست بدن، فیلمنامه باید به همون اندازه به مخاطب فرصت بده که خودِ عشق رو لمس کنه.
اما رابطهی میرزا و هیر بیشتر با دیالوگهای عاشقانه ساخته میشه تا با لحظههای روزمره، شناختِ تدریجی، همراهی و تجربههای مشترک.
🔸️نکته دوم؛ قهرمانی که بیشتر حرف میزنه تا عمل کنه:
این مسئله دربارهی میرزا و حتی هیر وجود داره. جملات زیادی دربارهی شجاعت، عشق، غرور، قدرت و مبارزه گفته میشه، اما در عمل، بسیاری از گرهها با کمک دیگران باز میشن. این تضاد باعث میشه بعضی دیالوگها بیشتر جنبهی شعاری پیدا کنن. مثلاً میرزا بارها مقابل دلنواز میایسته، اما تو چند موقعیت مهم، دوستان میرزا یا افرادی که از دلنواز کینه داشتن، عملاً کار اصلی رو انجام میدن. در نتیجه گاهی این سؤال ایجاد میشه:
اگه همهی این آدمها نبودن، قهرمان ما دقیقاً چه کاری از دستش برمیاومد؟ و این سؤال برای شخصیتی که قرار بوده در برابر یکی از قدرتمندترین دشمنانِ داستان بایسته، چندان سؤال راحتی نیست.
🔸️نکته سوم؛ ️اُفتِ ریتم، جایی که سریال نَفَس کم آورد:
شروع سریال کشش خوبی داره. تهدید دلنواز، فرار هیر و میرزا، ازدواج، فقدانِ دوستان، ربوده شدن کاینات، رفتنِ مربی و جنگِ قدرت، مدام اتفاق تازهای ایجاد میشه، اما بعد از نیمه اول، ریتم افت میکنه.
مشکل فقط کُند شدن نیست؛ مسئله اینه که بعضی جاها احساس میشه برای رسیدن به تعداد قسمتِ بیشتر، طولانی شدن. استفادهی زیاد از فلشبکها، حرکات آهسته و تکرار بعضی موقعیتهای احساسی هم به این مسئله دامن میزنه. وقتی داستان تو قسمتهای ابتدایی مثل یک ترن هوایی حرکت میکنه، طبیعیه که مخاطب انتظار داشته باشه این سرعت حفظ بشه ولی وسط مسیر، ترن یهویی میایسته کنارِ ایستگاه که مسئولش چای بخوره. 🫤
🔸️نکته چهارم؛ پلیس و شاهد، ایدهی خوب، منطق نهچندان محکم:
یکی از ایدههای خوب سریال، حضور پلیسیه که ظاهراً دلنواز رو دستگیر میکنه، اما در واقع مهرهی خودشه.
این ایده باعث میشه دلنواز حتی وقتی تو زندانه، همچنان قدرت داشته باشه، اما مشکل جاییه که سیستمِ قضایی و پلیسی گاهی بیش از اندازه مطابقِ نیازِ داستان حرکت میکنه. مثلاً بعد از ناپدید شدن هیر، بدون وجودِ مدرکِ کافی، محدودیتهای سنگینی برای دلنواز اعمال میشه. یا بابر، با اینکه پروانهی وکالتش باطل شده، همچنان دربارهی پروندهها و اقدامات حقوقی نقش داره. از اون طرف، بخش قابل توجهی از مقابله با دلنواز هم به این بستگی داره که ناگهان یه شاهد یا مدرک از جایی پیدا بشه. مثل همون فردی که خودش سرِ راه میرزا قرار میگیره و اعلام میکنه حاضره علیه دلنواز شهادت بده. اینجا فیلمنامه کمی شبیه این میشه که:
هر وقت قهرمان به دیوار رسید، نویسنده از پشت دیوار یک شاهد بیرون میفرسته! 🙃
🔸️️نکته پنجم؛ سایما و مادر دلنواز، تغییرِ شخصیتی که باید بیشتر ساخته میشد:
تغییرِ مثبتِ سایما هم میتونست یکی از خطوطِ داستان باشه، اما خیلی ناگهانی اتفاق میافته.
شخصیتی که مدتها درگیرِ طمع، خانه و منافع خودش بوده، یکباره پشیمون میشه و مسیرش تغییر میکنه. 🙃 همین مسئلهِ تغییرِ بدون پرداختِ کافی، تقریبا در مورد مادرِ دلنواز هم اتفاق میفته. ایده خوبه، ولی تحول بدونِ مسیر، بیشتر شبیه تصمیمِ نویسنده است تا تحولِ شخصیت. 😉 مثلا اگه چند صحنهی بیشتر از درگیری درونی سایما، پشیمانی یا فهمیدن اشتباهاتش میدیدیم، پایان این خط داستانی خیلی قابلقبولتر میشد.
🔹️لوکیشن، فیلمبرداری و فضای سریال 🎥
فضای سریال در کنارِ داستان، نقش مهمی داره.
لوکیشنهای شهری، خانهها، فضای خانوادگی و صحنههای مربوط به مزار هیر، کمک میکنن سریال ارتباطش رو با فضای فرهنگی حفظ کنه. از نظر تصویری هم استفاده از نماهای احساسی و حرکات آهسته، مخصوصاً در لحظات مرگ و جدایی، به فضای ملودرام کمک میکنه؛ هرچند، وقتی از این ابزار بیش از اندازه استفاده بشه، تأثیرش هم کم میشه.
🔹️بازیها 🎭
زاهد احمد (دلنوار؛ منجیِ مطلقِ سریال): دلیل و برگِ برنده سریال برای کشوندن بیننده تا قسمت آخر. 😉 زاهد احمد دقیقاً میدونست چه مدل شروری رو داره بازی میکنه. چه وقتایی که کتوشلوارهای اتوکشیده میپوشید و چه وقتی که با خونسردیِ رو مخی وسط نقشههای شرورانهاش بود. رسماً یکتنه بارِ تعلیق و جذابیتِ سریالو رو دوشش کشید. بازیگر تونسته شخصیتی منفی بسازه که مخاطب واقعاً از دیدنش به فکر بره و این برای یک شخصیت منفی، امتیاز بزرگیه.
تغییر هیر از دختری که از دلنواز میترسید تا زنی که در مقابلش میایسته، تا حدی از طریق بازی قابل لمس میشه. بازی علی رضا در نقش میرزا هم در لحظات احساسی و عاشقانه نسبتا قابل قبوله، هرچند خود فیلمنامه همیشه به اندازهی کافی به شخصیتش فرصت نمیده که بیشتر از یک عاشقِ دیالوگگو به یک قهرمانِ عملگرا تبدیل بشه.
🔹️موسیقی و فضای احساسی 🎶
در «میرزا و هیر»، فضای احساسی داستان بیشتر از هر چیز روی عشق، فقدان، ترس و تراژدی بنا شده. مرگ دوستان و در نهایت سکانس پایانیِ دو دلداده، ظرفیت بالایی برای موسیقی احساسی ایجاد میکنه، اما چیزی که بیش از موسیقی به چشم میاد، استفاده از دیالوگهای عاشقانه و احساسی برای ساخت فضای سریاله. جملههایی مثل:
«تو باور و عزت منی، هیر.» و «عشق هیچ وقت دستبسته نیست.» بیشتر از اینکه صرفاً دیالوگهای عاشقانه باشن، تلاش میکنن نگاه سریال به عشق رو تعریف کنن.
🔹️پایانبندی؛ عشقی که با فدا شدن، نه با رسیدن، کامل شد:
پایان «میرزا و هیر» از نظر تراژدی، کاملاً تو مسیر اسم و فضای داستان قرار میگیره، نه سلیقه مخاطب. 🙃
قسمتهای پایانی، سریال رو از یه ملودرامِ فرار و
تعقیبِ تکراری به یه تراژدیِ واقعی برمیگردونه. میرزا هیر رو پیدا میکنه، اما اینبار بهجای فرار، تصمیمِ متفاوتی میگیره: «دوباره فرار نمیکنیم، این بار دلنواز رو هم با خودمون میبرم.» این جمله نقطهی عطفِ شخصیتِ میرزاست؛ مردی که تا اینجای داستان بیشتر تهدید میکرد تا عمل، بالاخره تصمیم میگیره بهجای فرار، خودِ مسئله (دلنواز) رو حل کنه.
میرزا و هیر در نهایت میرن، اما رفتنشون صرفاً برای شوکه کردن مخاطب نیست؛ انتخابِ نهاییِ اونهاست. شاید یکی از تلخترین جملههای دلنواز در پایان این باشه: «تو در دشمنی هم وفادار بودی، هیر.» چون دلنواز تو تمام داستان تلاش میکرد عشقِ هیر رو به دست بیاره، اما در نهایت چیزی که از هیر دریافت میکنه، نه عشق، بلکه وفاداریش به میرزاست و این شاید بزرگترینِ شکستِ دلنواز باشه؛ با پول و قدرت تقریباً همهچیز داشت، اما چیزی رو که بیشتر از همه میخواست، هیچوقت نتونست به دست بیاره.
نقاط قوت
۱. بازیِ نمادینِ اسمها با فولکلورِ پنجاب؛ ارجاعی خوب که به داستان یک لایهی فرهنگیِ اضافه میده.
۲. بازیِ خوبِ زاهد احمد؛ استایل، نگاهها و لحنِ بازیِ زاهد احمد بود که سطح کیفیِ اثر رو چند لول بالا برد.
۳. شخصیتِ دلنواز؛ آنتاگونیستی که توهمِ خودش از عشق، اونو تبدیل به یکی از پیچیدهترین شرورهای ایندست از درامها میکنه.
۴. دیالوگنویسیِ خوب، بهخصوص در مواجهههای مستقیمِ هیر و دلنواز.
۵. کیفیت تولید و تصویربرداری؛ نورپردازی، دکوراسیون، دکوپاژ و فضاسازی ملموس که چشمنواز و خوب بود.
۶. شروعِ سریع و بدون حاشیهپردازی؛ ورود مستقیم به اصلِ درگیری تو قسمتهای ابتدایی بدون کشدادنهای بیموردِ مقدمه.
۷. فاصله گرفتن از سوژههای کلیشهای عروس و مادرشوهر.
۸. پرداختن به عشق بهعنوانِ انتخاب، نه اجبار.
۹. سکانسهای احساسیِ نسبتا خوب.
۱۰. نمایش نقشِ زنان بهعنوان شخصیتهای تصمیمگیرنده، نه صرفاً قربانی.
۱۱. طراحیِ توطئهی پلیسِ دستنشانده؛ نشونهی فکرِ نویسنده در پرداختِ شرارتِ سیستماتیک.
۱۲. صحنهی اعترافِ زبیر؛ خودآگاهیِ نادرِ نسلِ بزرگتر نسبت به مسئولیتِ خودشون.
۱۳. تحولِ باورپذیرِ هیر از دخترِ ترسو به زنی که با تمام وجود از عشقش دفاع میکنه.
۱۴. تصمیمِ نهاییِ میرزا برای رویارویی بهجای فرار.
نقاط ضعف (جاهای قابل بهبود)
۱. عشق میرزا و هیر خیلی سریع شکل میگیره و فرصت کافی برای عمیق شدنش وجود نداره. مهمترین مشکل اینه که مرگِ چند نفر از عزیزانِ هیر و میرزا بهعنوانِ «بهای عشق» بهاندازهی کافی زمینهچینیِ احساسی نداره؛ قبل از این فقدانها، اونقدر به عشقِ هیر و میرزا پرداخته نشده که مخاطب با خیالِ راحت بگه بله، این عشق ارزشِ اینهمه فداکاری رو داشت. وقتی بهایی به این سنگینی گرفته میشه، فیلمنامه باید عشق رو هم به همون اندازه عمیق نشون بده؛ وگرنه ترازو نامتوازن میمونه.
۲. انفعالِ میرزا در عمل؛ میرزا در عمل به اندازهی دیالوگهاش قدرتمند نیست. با اینکه حرفها و تهدیدهاش نسبت به دلنواز پرطمطراقه، هر دو باری که هیر رو پیدا میکنه (فرار و نجات از عروسی و بعد هم پیدا کردن مخفیگاه دلنواز در انتهای داستان)، این دوستان هیر و میرزا (بار اول) و دشمنانِ دلنواز (بار دوم) هستن که مسیر رو باز میکنن، نه ابتکارِ خودِ میرزا؛ این تناقض بینِ حرف و عمل، شخصیتش رو گاهی «طبلِ توخالی» نشون میده. (موفقیتهای مهم میرزا در چند مرحله وابسته به کمک دیگرانه.)
۳. فاصلهی حرف و عمل در دیالوگهای آرمانگرایانهی میرزا و هیر؛ تهدیدهای مکرر میرزا و هیر علیه دلنواز گاهی بیشتر شعاریه تا عملی. (بعضی دیالوگهای شعاری بیشتر آرزو و ایدهآلِ شخصیتها هستن تا واقعیتِ رفتاری اونها.)
۴. اُفتِ ریتم در نیمه دوم سریال؛ طولانیشدنِ بیموردِ خطِ داستانیِ اصلی بدون تعلیق یا اتفاقِ تازه، و استفادهی زیاد از فلشبک و اسلوموشن برای طولانی کردن قسمتها.
۵. مشکلات منطقی در بعضی بخشهای حقوقی و پلیسی.
۶. تغییر بدون منطقِ روشنِ شخصیتِ سایما و مادرِ دلنواز در انتهای داستان بدونِ زمینهچینیِ کافی. سکوتِ توضیحدادهنشدهی مادرش وقتی میفهمه قراره پسرش دستگیر بشه. (دلیلِ تغییرِ شخصیتها چندان واضح نبود و میشد از چند قسمت قبل، با زمینه سازی بهتر، تغییرِ نگرش ساخته و پرداخته بشه.)
۷. وجودِ خطر برای مربی و همینطور رفتنِ مربی با واکنشِ نسبتاً کمتنشِ میرزا همراهه. (وقتی هیر خبرِ خطرِ جانی برای مربی رو به میرزا میده، واکنشِ میرزا اونقدر که باید، فوری و مضطرب نیست.)
۸. بعضی شخصیتهای فرعی ظرفیتِ بیشتری برای استفاده شدن داشتن.
۹. شکافهای منطقیِ حقوقی؛ مثل مسدودشدنِ حسابها و پاسپورتِ دلنواز بدونِ هیچ مدرک یا شاهدی؛ بیشتر در خدمتِ رسوندنِ داستان به مقصدِ موردنظرِ نویسنده هستن تا منطقِ واقعبینانه.
۱۰. گرهگشاییِ داستان با شانس، نه با کنش؛ ظاهرشدنِ ناگهانیِ فردِ پشیمان که زیردستِ سابقِ دلنواز بود و خودش میخواد که شهادت بده، دقیقاً در لحظهای که میرزا هیچ مدرکی نداره، اتفاقیه که بیشتر برای رفعِ گرهی نویسنده طراحی شده تا نتیجهی منطقیِ کنشهای شخصیتها.
۱۱. بیدقتیِ غیرقابلِباورِ دلنواز در پایان (تماسگرفتن با شمارهی خودش وقتی میدونست پلیس زیرِ نظرش داره.) رفتارش برخلافِ منطقِ شخصیتیایه که از دلنواز ساخته شده بود.
️جمعبندی
«میرزا و هیر» قصهی یه عشق ساده نیست؛ قصهی عشقیه که مجبور میشه برای زنده موندن با قدرت، مالکیت، خشونت و ترس بجنگه. نکته قابل تاملِ سریال، نه فقط تو ترکیبِ اسمهای هیر و میرزا، بلکه تو تقابلیه که میون دو تعریف از عشق ایجاد میکنه؛ یک طرف میرزا که عشق رو با انتخاب، وفاداری و ایستادن کنار کسی که دوستش داره معنا میکنه و طرف دیگه دلنواز که عشق رو با مالکیت و «به دست آوردن» اشتباه گرفته. با این حال، بزرگترین ایرادِ سریال هم دقیقاً همینجاست؛ عشقی که قرار بوده ستونِ اصلیِ این تراژدی باشه، گاهی اونقدر که باید ساخته و پرداخته نمیشه و به همین دلیل بعضی از فداکاریها و مرگها علاوه بر اینکه قلب مخاطب رو میشکنن، بیشتر شوکهاش میکنن. از نظرِ فیلمنامهنویسی، این پایانِ تأثیرگذار، رویِ فونداسیونِ نهچندان محکمی ساخته شده؛ ریتمِ نامنظم، اتکای زیاد به تصادف و شانس بهجایِ کنشِ فعالِ شخصیتها، و فاصلهی محسوس بینِ حرفهای آرمانگرایانهی قهرمانها و توانِ واقعیِ اونها برای عمل، باعث میشه «میرزا و هیر» بیشتر یک ملودرامِ احساسی باشه تا یک تراژدیِ کاملاً منسجم و بینقص. با وجود این، «میرزا و هیر» شاید بهخاطرِ شروعِ قدرتمند، شخصیتِ دلنواز و بازی زاهد احمد، فضای فرهنگی و چند سکانسِ احساسیِ ماندگار، ارزش دیدن داشته باشه؛ مخصوصاً اگه عاشق داستانهایی باشید که از دلِ یه عشق، جنگی بزرگتر از خودِ عشق بیرون میکشن، اما کاش نویسنده کمی کمتر به گفتنِ عشق و کمی بیشتر به نشون دادنِ عشق فرصت میداد؛ چون اونوقت شاید پایان تراژیک، به جای اینکه فقط پایانِ شخصیت باشه، واقعاً تبدیل میشد به مرگِ عشقی که مخاطب هم برای زنده موندنش جنگیده بود.
از نلی عزیز و تیمِ خوبِ ترجمه بسیار سپاسگزارم. 🙏💚🌷
نقد و بررسی سریال «میرزا کی هیر — Mirza Ki Heer»
«میرزا کی هیر» تنها یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است از عشق، بیعدالتی، قانون، خانواده، وفاداری و انتخابهایی که گاهی میتوانند سرنوشت انسانها را تغییر دهند.
یکی از نقاط قوت سریال، پرداختن به مفهوم عشق در شخصیتهای اصلی است. عشق میرزا (Ali Raza) و هیر (Hina Afridi) به یکدیگر،❣️ با وجود تمام موانع و سختیها، برای هر دو به نوعی صعود تبدیل میشود؛ 💖در حالی که دلنواز (Zahid Ahmed)، با عشقی که با تملک، لجاجت و نپذیرفتن انتخاب هیر همراه میشود، مسیر سقوط خود را رقم میزند. به این ترتیب، سریال نشان میدهد که تنها «عاشق بودن» تعیینکننده نیست، بلکه نوع نگاه انسان به عشق و نحوه برخورد او با آن است که میتواند عشق را به نجات یا نابودی تبدیل کند.
بازی زاهد احمد در نقش دلنواز نیز از نقاط قابل توجه سریال است. دلنواز(Zahid Ahmed) شخصیتی نیست که بتوان او را صرفاً در قالب یک شخصیت منفی دید. پشت بسیاری از رفتارهایش، عشقی عمیق، زخمها، ناکامیها و شرایطی قرار دارد که به مرور او را به سمت انتخابهای اشتباه سوق میدهد. البته این شرایط نمیتواند جرم و جنایت را توجیه کند، اما درک بهتری از چگونگی سقوط او به دست میدهد. شاید یکی از تلخترین بخشهای داستان همین باشد که دلنواز در نهایت نتوانست از عشقی که برای بهدست آوردنش جنگیده بود، محافظت کند.
در این میان، نقش عدالت و قانون نیز قابل تأمل است. اگر قانون و عدالت در زمان مناسب و به شکل درست وارد ماجرا میشدند، شاید بخشی از اتفاقات و تصمیمهای بعدی دلنواز هرگز شکل نمیگرفت. سریال نشان میدهد که ضعف عدالت میتواند زمینه را برای تصمیمهای نادرست و خطرناک فراهم کند؛ هرچند مسئولیت انتخابهای نادرست همچنان بر عهده خود فرد باقی میماند.
نقش خانواده و اطرافیان نیز در سرنوشت شخصیتها بسیار پررنگ است. حمایتهای نادرست میتوانند انسان را در مسیر اشتباه نگه دارند و در مقابل، حضور یک دوست، مربی یا همراه واقعی میتواند در سختترین لحظات مانع فروپاشی انسان شود. میرزا، در کنار حمایت دوست و مربی خود، از سوی برخی از نزدیکترین افراد زندگیاش نیز در مقاطعی تنها گذاشته میشود. هیر نیز در مسیر دشوار خود با حمایتها و مخالفتهای مختلفی روبهرو میشود. همین روابط نشان میدهند که گاهی یک همراهی ساده میتواند مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد.
در این میان، شخصیت وکیل بابار نیز از شخصیتهای قابل توجه داستان است؛ شخصیتی که وفاداری، مسئولیتپذیری و پایبندی به قول را به نمایش میگذارد. قولی که به پدربزرگ خانواده داده بود، در کنار رابطه عاطفی او با کاینات، وجه انسانی و متفاوتی به این شخصیت بخشید و نشان داد که شخصیتهای فرعی نیز میتوانند نقش مهمی در عمق دادن به داستان داشته باشند.
یکی دیگر از نکات قابل توجه سریال، تصویر کردن واقعیتهایی است که شاید برای بسیاری از مخاطبان خوشایند نباشد، اما در جوامع امروزی همچنان وجود دارند؛ از بیعدالتی و ضعف قانون گرفته تا تأثیر خانواده و اطرافیان، سوءاستفاده از قدرت، انتخابهای اشتباه و پیامدهای سنگین آنها. به همین دلیل، پایان تلخ سریال را نمیتوان صرفاً نقطهضعف آن دانست.
پایان خوش همیشه به معنای پایان خوب نیست و پایان تلخ نیز لزوماً به معنای یک اثر ناموفق نیست. گاهی یک پایان تلخ، اگر با مسیر داستان هماهنگ باشد، میتواند تأثیر بیشتری بر مخاطب بگذارد و او را بعد از پایان سریال نیز به فکر کردن وادار کند. «میرزا کی هیر» از همین دسته داستانهاست؛ داستانی که شاید پایان آن برای بسیاری از مخاطبان رضایتبخش نباشد، اما همین تلخی باعث میشود پیام و سرنوشت شخصیتها مدتها در ذهن باقی بماند.
در مجموع، «میرزا کی هیر» نشان میدهد که عشق میتواند انسان را به اوج برساند یا به سقوط بکشاند؛ اما سرنوشت انسان تنها به عشق وابسته نیست. قانون، عدالت، خانواده، دوستان، اطرافیان و مهمتر از همه انتخابهای خود انسان، همگی در شکل دادن به این مسیر نقش دارند.
شاید پیام اصلی سریال این باشد که عشق همیشه نجاتبخش نیست و قدرت همیشه در دست قدرتمندان باقی نمیماند؛ گاهی یک انتخاب، یک حمایت یا حتی نبودن یک حمایت میتواند مسیر زندگی انسان را برای همیشه تغییر دهد.
در نهایت، ارزش یک داستان فقط در خوشحال کردن مخاطب نیست؛ گاهی یک اثر زمانی ارزشمندتر میشود که مخاطب را با واقعیتهایی روبهرو کند که ترجیح میدهد نبیند و بعد از تمام شدن داستان، او را با پرسشها و فکرهای بیشتری تنها بگذارد. «میرزا کی هیر» از همین جهت، اثری قابل تأمل و ارزشمند برای تماشا و گفتگوست.
در پایان، از تیم محترم نلی موویز و مترجمان عزیز بابت زحمات و تلاشهایشان در ترجمه و ارائه این سریال صمیمانه قدردانی میشود. خداقوت و سپاس بابت فراهم کردن امکان تماشای این اثر و همراهی همیشگی با مخاطبان. 🌺💖🙏
مرسی از نقد زیبات قند عسلم 😘🤌😍❤️
از پایانش راضی نیستم
کارگردان و نویسنده مسخرش فقط منو نکشتن
حیف وقت واقعا نگاه نکنین
دهنتو یعنی نویسنده دهنتو کارگرداننن
این چه کوفتی بود چرا انقدر سسشری تموم شد
برم اسم کارگردان و نویسنده کوفتیش رو دربیارم که دیگه نبینم سریالاشونو
آخه این چه مریض بازی بود وای باورم نمیشهه
سلام وقت همگی بخیر.واقعاحیف وقت ادم نباشه میرزاوهیرببینه این دیگه چی بود
سلام قسمت جدید میزرا وهیر نیومده ؟
زیرنویس خیلی دیر میده
ممنون
سلام وقت بخیر نلی جان چرا پخش بعضی از سریالا مثل دلشکسته سزاوار و ابرو متوقف شده؟
دلشکسته کنسل نشده زیرنویس ندااده ، سزاوارم این هفته ویدیوش هرکاری کردم اماده نشد ولی ابرو متوقف شده
اهان خب چرا ابرو متوقف شده مثل کفیل ما این مدت دانلود کردم دیدیدم همش الکی ؟
دوست عزیز بازدید کافی نگرفت ، بیننده ای نداشت کنسل شد ،
هیر به دلنواز می گفت عشق به میرزا بهش جرات داده ولی به نظر من از عشق دلنواز به خودش اطمینان داشت و می دونست بهش آسیب نمی زنه ولی اینکه اینها بعد از کشته شدن سه نفر از دوستان شون به خاطر عشق اونا اینقدر راحتن اذیت کننده است این عشق اونقدر ارزش نداشت که سه نفر بمیرن دفاع از کشور و سرزمین که نبود حالا فوقش یکی دو سال باهاش زندگی می کرد بعد جدا میشد
دقیقااا بابا آفرین
حتی عشق زلیخا به یوزارسیفم اینجوری نبود که بخاطرش انسان هااااا بمیرن
دقت کردین میرزا مقصر اصلی مرگ مربی بود سوتی دادن اینقدر با موتور یواش رفت از اون ور رو موتور فقط با موهاش بازی میکرد
مدیر عزیز این نیومد این هفته؟
دیگه مجبورا روز پخشش پخش میکنم
با این عشق شون ، همه رو به کام مرگ کشوندن ، به نظرم نه اونقدر تونستن شخصیت میرزا رو عالی نشون که بیننده بگه هیر کار خوبی کرد که فرار کرد ، و نه شخصیت دلنواز با تمام جنایت هاش نفرت انگیز شده
سلام وقت همگی بخیر کسی میدونه اخر میرزاوهیر چینی میشه
مگه فینال شده ؟
سلام من میخوام اشتراک بخرم رمز عبور یادم رفته هرچی بازیابی میزنم ایمیلو چک میکنم حتی چت جی بی تی کمک گرفتم مراحل درست کردن درست نشد
سلام عزیزم ، ایمیل مال خودتون باشه اگه به اسپم یا هرزنامه میره اونجا روب رسی کنین دلبرم
اونجاهم چک کردم چیزی نمیاد همون ایمیل که ثبت کردم بازیابی میکنه نه تو هرزنامه میاد نه جایی
عشقم یه لطفی میکنین مجدد تست کنین ؟ اصلاح شد
من دوست داشتم دختره بره سمت دلنواز ، ولی با این قتل هایی که انجام داد دیگه نمیشه ، شخصیت میرزا هم خیلی دلپسند نیست ، تو سریال سانول با این که فیروز خان رو دوست داشتم نظرم به سانول بود که نشد تو سریال همراز با اینکه زاهد احمد بازیگر مورد علاقه ام بود ولی شخصیت فیروز خان جالبتر بود و نظرم بیشتر روی انتخاب فیروزخان بود ولی باز نشد اینجا هم همینطور شد
واقعا دیگه خیلی بی معنی شده. به طرف تیراندازی می کنند و تا پای مرگ می برن و بعد راست راست می گردن و تهدید می کنند. اون وقت اون دل نوازی که این همه ادعای نفوذ و ثروت داشت در برابر 4 تا بچه و یه جوجه وکیل ، اون هم در جامعه طبقاتی و پر از رشوه پاکستان کم آورده و تو زندان نشسته.. حالا هم لابد میره سراغ دوستان میرزا و به اونها ضربه می زنه و در نهایت هم به بدبختی میقته..
دقیقا شرورت و خشم از چهره و حرف زدن دل نواز میباره ولی عملش صفره
سلام نلی جان سریالی تو نلی موویز هست که موضوعش شبیه این سریال باشه؟لطفا معرفی کنین برم ببینم…
دلم میخواد دل نواز یه درس حسابی به میرزا بده که اینقدر پرو و سَرخود نباشه
اصلا خودش و خواهرش به حرف خانواده گوش نمیدن
خواهرش چپ میره راست میره از بابو کمک میخواد میرزا هم همین طور بعد خانم عاشق احسانه خوب همه کارهاتو از احسان بخواه دیگه
به قول مربی میرزا هیر هم تکلیفش باخودش مشخص نیس براش فرقی نداره میرزا باشه یا دل نواز
یعنی دیگه شور ش در اومده فاصله بین قسمت ها شده فاصله نجوم سیاره زمین ها کهکشان ها، یه قسمت الان میادیکی 3سال دیگه اصلا یادمون نمیاد قسمت قبل چی شد
دوست عزیز ، قابل ذکر هستش ک ما تا 20 اپدیت کردیم ، 21 تازه دیشب اومده بدون زیرنویس
چیکار کنم ؟ بدون زیرنویس بزارم بلکه فاصله نجوم سیاره و زمین و کهکشان از نظر شما کم بشه ؟
سلام.چرا چهارشنبه که زمان پخش بود سریال نیومد؟؟
کی میذارید؟
بخاطر تاسوعا و عاشورا پخش نکردن
سلام گلم منم ازعشق بچه گونه میرزاخوشم نماد
سلام وقت بخیر ببخشید من میخوام تمدید اشتراک کنم اما اصلاً انجام نمیشه و از اشتراکم هم فقط یک روز مونده لطفاً راهنمایی کنید ممنون 🙏
تو اسلایدر کادر باکس دانلود نوشته شده آموزش دانلود و خرید اشتراک
هم میتونین از اونجا ببینین
یا هم
آموزش خرید اشتراک :
اول عضو سایت بشین بالا کادر بنفش هستش یا اگر اکانت دارین وارد اکانت بشین ، برین به سریال دلخواهتون تو باکس دانلودش کلیک که کنین قسمتاش میاد رو قسمتش کلیک کنین میبینین نوشته خرید اشتراک ، اشتراک مد نظرتنوتو انتخاب کنین و خرید نهایی کنین و بعد پراخت اشتراک شما فعال میشه
ببخشید این سریال چه روزایی پخش میشه و چه روزایی شما زینویسشو میذارین ؟
چند قسمته ؟
فصل اولش تموم شده؟در ۱۷ قسمت
فصل دوم داره؟
بیزحمت صفحه اصلی سایت تقویم سایتو چک کنین ، درحال پخشا تعداد قسمت نمیگن
من از عشق بچگونه میرزا خوشم نمیاد
سلام و خدا قوت به نلی خانم و همکارانش ، امشب به امید خدا منتظر این سریال باشیم یا نه ؟ من اول این سریال بعد نقاب بعد زنجیره ، مالکیت شیدایی و دشمن جان رو از میون سریال ها دوست دارم
دست گلت درد نکنه ❤️ خیلی ممنونم
سلام و ادب،چرا سریال میرزا و خیر یک هفته سه قسمت می گذارید و یک هفته فقط یک قسمت؟
مشکل از زیرنویس شبکه اس ، ارائه بدن ندن دست ما نیست عزیزم یه هفته عشقش میکشه دو قسمتو با هم میده یه هفته کلا نمیده این دیگه دست ما نیست
نام کاربری وارد میکنم میگه در سایت وجود نداره اشتراک 1ماه گرفته بودم
مطمئن باشین حروفتون درست باشه حروف بزرگ و کوچک
سلام چطور میتونم با پشتیبانی ارتباط بگیرم؟
سلام
ببخشید میخواستم از بخش «تماس با ما» درخواست بدم اما ارور میداد پ درخواستم رو ثبت نمیکرد.
من مسبط به زبان اردو هستم و میتونم در سریعترین زمان و بهترین کیفیت سریال های پاکستانی رو ترجمه کنم. اگه نیاز به مترجم داشتید ممنون میشم بهم بگید.
سلام لطفا ای دی خودتونو بزارین
سلام چطوری باید اشتراک بخرم؟
لم تو اسلایدر کادر باکس دانلود نوشته شده آموزش دانلود و خرید اشتراک
هم میتونین از اونجا ببینین
یا هم
آموزش خرید اشتراک :
اول عضو سایت بشین بالا کادر بنفش هستش یا اگر اکانت دارین وارد اکانت بشین ، برین به سریال دلخواهتون تو باکس دانلودش کلیک که کنین قسمتاش میاد رو قسمتش کلیک کنین میبینین نوشته خرید اشتراک ، اشتراک مد نظرتنوتو انتخاب کنین و خرید نهایی کنین و بعد پراخت اشتراک شما فعال میشه
زاهد احمد منو یاد بابای میراب انورخان توی tere bin میندازه
واقعا زاهد احمد عجب صدایی دارهههه. فوق العادست صداش
صدای بازیگر نقش حمزه تو سریال منافق هم قشنگه ،
خدا قوت نلی خانم ، امشب قسمت جدید نمیذارید ؟
ممنون عزیزم میزاریم
واااای سه قسمت. ممنون از شما و مترجمین پر تلاش تون
وای اینو یادم رفت بگم😭😂
زاهد احمد لامصب صداشم خیلیی جذاب
قشنگ بم و مردونه ست🤌
چقدر ost قشنگ بود🥺🥺
امیدوارم پایان خوبی داشته باشه😍. واقعا در حال حاضر میشه گفت یکی از بهترین سريال ها هستش. روز های اولی که سريال های پاکستانی رو شروع کردم، اصلا فکر نمیکردم کشور مثل پاکستان همچنین بازیگر، نویسنده و کارگردان های شاهکاری داشته باشه و هر سريال جدیدی که شروع میکنم با کلی صحنه های شاهکار مواجه میشم که بیننده رو شگفت زده میکنه و بیش از بیش منتظر سريال های جدید بعدی از بازیگر میشیم.
با اینکه کیس و بغل های آنچنانی نسبت به سريال های بقیه کشور ها ندارن ولی اینقدر شیمی بینشون عالیه ،کل اون چیز ها رو جبران میکنه و بیننده فقط لازمه که به چشم هاشون نگاه کنه، که کل ماجرا رو بفهمه
من تا الان خیلی از بازیگر های معروف، اکثراً همه سریال هاشون رو دیدم مثل دانش تیمور،فیصل قریشی،فیروزخان،وهاج علی و…
اما این بازیگر یعنی آقای زاهد احمد با توجه به
استعدادشون نسبت به، کسانی که خیلیی مشهور شدن واقعاً در حقشون کم لطفی شده و به اندازه ای که باید
دیده نشدن؛
توی این سریال به معنای واقعی نشون دادن که
شخصیت جذاب و کاریزماتیک یعنی چی!
تا حالا همه ی این بازیگرهایی که گفتم چنین مدل سریال
هایی بازی کردن (منظورم همین ازدواج اجباری)
ولی با اینکه تموم شون سعی میکردند در حین اینکه
قلدر و با ابهت باشن ، جذاب هم باشن هیچکدوم شون
مثل ایشون نبودن.
توی قسمت 9 اکت هاشون زمانی که با خانواده دختر دیدار
میکنن، زبان بدن شون و اتمسفر سنگینی که در اونجا
ایجاد کردن کاملاً برای من بیننده مشهود بود.
زمانی که در حال صحبت با هیر بود، می بینید که چطوری با کلام و به خصوص به خصوص به خصوص نگاه شون فراز و فرود و جذابیت ایجاد میکنن.
بی صبرانه منتظر قسمت های جدید هستیم.
ممنون از تیم عزیز نلی موویز که این سریال رو با وجود زحمت زیادی که داره ،در حال پخش برای ما ترجمه میکنن❤️
تقریبا تو همه صنعت های فیلم و سریال، دو جنبه از شهرت و موفقیت برای بازیگرا وجود داره، یه وقت هست که به بازی قوی بازیگر اذعان میشه ولی متاسفانه این با موفقیت بزرگ تجاری اونطور که باید و شاید همراه نشده، یه وقت هست که بازیگر موفقیتای تجاری بزرگی به دست آورده حتی با اینکه اون موفقیتای تجاری عملا قدرت بازیگریش رو به نمایش نذاشتن.. بازیگری واقن میشه گفت خوش اقباله که این دو جنبه رو با هم داشته باشه، ینی هم بازی خوب و هم موفقیت تجاری…
بین اسامی که مثال زدین، فیصل کلا سینیور و باتجربه صنعت محسوب میشه و عمری رو گذاشته تو صنعت تا این دو جنبه روی هم منطبق شدن،
یا دانش مثلا از حدود ۲۰۰۵ بازیگره، اونم همینطور، خیلی از بهترین بازیاش تا قبل حدود ۲۰۱۹، با شهرت و موفقیت تجاری از نوعی که امروز داره همراه نبود
اما فیروز و وهاج و بیلال، مثالهایی هستن که بسته به تجربه حضورشون تو صنعت میشه گفت این اقبالو داشتن که زودتر براشون این دو جنبه منطبق بشه…
زاهدم الان فقط یه موفقیت بزرگ تجاری لازم داره وگرنه اکثریت بازیشو قبول دارن به خصوص که از معدود بازیگراییه که تئاتریه
(برای شما که خوشتون اومده، یه پیشنهاد دارم..یه سریال داره که توش اختلال هویت و شخصیت های مجزا داره، و اونجام خیلی قویه و براش جایزه ام گرفت فک میکنم، اسم سریال یادم نیس ولی از فیلموگرافیش میتونی پیدا کنی، مال سالهای اخیره ۲۰۲۰ به بعد و با یومنا زیدی بود)
الان که اینو گفتیی اسمشو سرچ کردم دیدم یکی از سریالای زاهد احمد رو به تازگی تلویزیون ایران هم پخش کرده😍
سریال باتلاق اسمش هست
❤️
قسمت ۱۰ نمیخواد درست بشه؟ کلا دیگه باز هم نمیشه
سلام عزیزم خوبی ،قسمت ۱۰اصلا دانلود نمیشه ؟وقتی میزنم روی دانلود ی صفحه سفید میاد
زیرنویس قسمت ۱۱ پخش آنلاین درست نیست
هماهنگ نییس ؟
اشتباه شده قسمت ۱۱ نه. قسمت ۱۰ کلا هماهنگ نیست. مال یه قسمت دیگه است انگار
سلام من یه روز پیش اشتراک ویژه دو ماهه گرفتم الان نوشته فاقد اشتراک لطفاذپبگیری کنید ممنون
هر سری وارد اکانت کاربری بشین
به نظرم درمیان سریال های جدید زاهد احمد ازهمه بهتر بازی میکند لطفا ازاین بازیگر هم سریال پخش کنید خیلی مسلط وطبیعی برعکس دانش تیمور و هیبا بخاری و hina chaudhary
سلام یک سوال داشتم تبلیغ سرریال پاکستانی میدیدم که دیدم زن ومرد دست هم را رفتند ایا پپیششرفتشون اینقدره یا بغل و…. داره
بغل هم داره و لی خیلی کم
خخخخخخخ
عزیز مملکت اسلامیه چه توقعاتی داری ؟ مسلمونن عین ما
پس ببخشید میشه فیلم تایلندی بیشتر بزارید ممنون
خدای من واقعاً نقش منفی به زاهد احمد میاد ، خیلی کاراکتر کاریزماتیکی شده خدا کنه سریالای اینجوری بیشتر بازی کنه؛لطفاً سریال های دیگه این بازیگر رو هم بذارید ممنونم ازشما💖
قسمت های جدید رو هم بذارید این سریال تا
قسمت ۱۲ اومده😭
نلی جون میشه ost این سریالم بزاری😭 یا حداقل به صورت موزیک بزاری😭
قرار گرفت
واییی مرسی نلی جونممم🫠🥹🫂💜
خیلی سریالش رو دوست دارم و روند خوبی تا الان(قسمت ۶) داشته،داستانش هم جذابه،بازیگرهاش هم مخصوصا زاهد احمد خیلی خوبن✨️😍تاحالا تو نقش شخصیت منفی ندیده بودمش😂بهش میاد😍فقط نمیدونم صورتش رو چیکار کرده که
خیلی قشنگه ، دوسش دارم
واییی الان فهمیدم کارگردان این سریال کارگردان سریالای شیر و یک مشت خاک هم هست😍
چه روزهایی پخش میشه؟
صفحه اصلیو چک بفرمایین
عزیزم من رمز عبور و نام کاربریمو فراموش کردم رو گزینه فراموش کردمم میزنم برام ایمیل بشه باز میزنه اسم کاربر یا رمز اشتباهع چیکار کنم میخام اشتراکمو تمدید کنم نمیتونم
سلام عشق ، نام کاربری ؛ ایمیل و یه رمز دلخواه کامنت کن من برات اکی کنم
+*******************************************مررسی عزیزم
جون من خودت میتونی تفکیک کنی ببینی کدوم نام کاربریته کدوم رمزته ؟ که منم تفکیک کنم؟
نام کاربری ترلان-رمز ************************
چک کن عزیزم
عزیزم میگه نام کاربری به این اسم نیس یا میزنه رمز یا نام کاربر اشتباه
Tarlan
نام کاربریته
لطفاً سریال های بیشتری از زاهد احمد قرار بدین مخصوصاً سریال بشارام😭
سریال میرزاوهیرهفته چندقسمت
جدول پخش هفتکی رو ببینین لطفا
سلام چندتا سریال معرفی کنین که یه کوچولو باحال باشه، ازدواج اجباری باشه یا قراردادی چیزی. بازیگراشم خوشگل باشن مخصوصا پسره تا اگه داستان اعصاب خوردی شد به خاطر گل روی اینا دراپ نکنم و ادامه بدم
عشق وجنون ،ای دل ،امانت
سلام ، کفاره ، حروف محبت
سلام ممنون از شما و سایت جذابتون میشه لطف کنین سریالی که ظاهراً اسمش ( رد شده ) هستش رو با بازی هیبه بخاری بزارید ممنون میشم
علی رضا خیلی کیوته😍🥲🤏🏻
🤭🤣🙄
آخ جووون🥲🥺 اومددد😍😍
چرا حس میکنم پایانی مثل ای یار من سانول باید داشته باشه…😂😭نمیخوااام من هنوز ناراحتم از اون سریال
من که قسمت آخرش رو نگاه نکردم
کاش پاکستان اکشن وارد سریالاش نمیکرد خیلی ضعیفه و عاشقانه هاشو هم بفنا میده
نلی جون علی رضا بازیگر این سریال یک سریال دیگه از شبکه هوم تی وی در حال پخش داره فکر کنم اون سریال رو در لیست ترجمه قرار نمیدین؟😊
میفهمم ولی نمیفهمم چی میگی 😂😐😭
من فهمیدم چی گفت میگه این بازیگره یه سریال دیگه در حال پخش داره اونم قرار بدین
تریلر جذابی داشت و اینکه بر اساس واقعیت دوس دارم ببینیم . ای کاش زود تر پخش بشه . حالا بعد چند سال هوس فیلم دیدن کردیم زمین و زمان بهم دوخته شد . خدااااا لعنتتتتت به اینترنت
😂زنجیرها رو دیدی ؟ تریلر به اون میگن
نه مدیر جان ندیدم. من از عید دارم سریال پاکستانی میبینم . قبلن هم سریال های تایلندی رو از تلگرام تون دنبال میکردم پنج شش سالی میشه .
نلییی من چقدره برای این سریالهای جدید هیجان دارم🥰😭😭🥰🥰🥰