قسمت آخر از فصل 1 منتشر شد
سریال وقتی بدنهایمان عوض شد : پترا یه بازیگر و مدل معروفه و خصلت وحشتناکش اینه که مردای اطرافش رو هیچی حساب نمیکنه و مدام زندگی شون رو بهم میریزه، رامین هم یه تکاوره و تو کارش حرف اول رو میزنه اون نامزدی خوشگل به اسم نوک یونگ داره ولی متاسفانه خصلت این شازده هم اینه که با هر زنی میپره و کلا به نامزدش متعهد نیشت، از این رو زمین و آسمون دست به دست هم میدن و این دو رو سر راه هم قرار میدن، اینقد این دو نفر پر و پاچه همو میگیرن که به شدت از هم متنفر میشن ، یه شب مهمونی برگزار میشه که در اون رامین و پترا به عنوان مدل روی صحنه میرن و پترا دزدیده میشه و رامین برای نجاتش میره که طی یه اتفاق وحشتناک هر دوشون میمیرن، حالا زندگی بعد از مرگ رو تجربه میکنن سرنوشت میخواد به این دو بفهمونه که اگه جای هم باشن چی میشه، این دو به زندگی برمیگردن ولی روح پترا به بدن رامین میره و روح رایمن به بدن پترا، و اینجاست که جذابیت داشتان صد چندان میشه...
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای دانلود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
در ثبت نام ایمیل صحیح وارد کنید، برای فراموشی رمز لازم میشود.
پس از ثبت نام/ورود از اینجا اشتراک تهیه کنید.
پس از خرید اشتراک، به آرشیو فیلمها، سریالها و پخش آنلاین در نلی موویز دسترسی دارید.
پس از خرید اشتراک، میتوانید با کیفیت دلخواه و بدون محدودیت دانلود کنید.
سلام خدمت دوستان 🙋🏻♀️.
وقتی بدنهایمان عوض شد از اون سریالهاییِ که با یک ایدهی آشنا شروع میشه: «اگه جای هم بودیم چی؟» در یک طرف پترا، بازیگر و مدلِ معروف (ملقب به مرواریدِ آسیا) رو داریم و در طرف دیگه کاپیتان رامین، تکاورِ حرفهای ملقب به (کاپیتانِ دستآهنی) که سر و گوشش میجنبه. 😉
این دو تا اونقدر با هم کَلکَل دارن انگار که مسابقه گذاشتهان. طی یه حادثهی مرگبار، هر دو همزمان تو بیمارستان احیا میشن و فردِ پیشگویی وارد ماجرا میشه که … بله، دقیقاً همون اتفاقی که باید:
روحها جابهجا میشن. از اینجا به بعد، سریال وارد فاز طلایی خودش میشه: کمدیِ بدنِ اشتباهی.
روحِ پترا در بدن رامین، و روحِ رامین در بدن پترا.
و این یعنی:
راه رفتن نازدارِ یه تکاور، لوسیون زدنش، اندازهگیری دمایِ آب حمام و ژستهای لطیف با هیکلِ مردونه و نظامی 😄 و در مقابل، پترا رو داریم با روح رامین که هنوز فکر میکنه همه چیز با زور و بازوی مردونه حل میشه. این بخشها هم کمدیِ فیزیکی موفقی دارن و هم در خدمت داستانان، نه صرفاً برای لودگی. باید بگم که نادیج برای بازی تو این نقش چند تا جایزه گرفته و انصافا هم خوب تونست نقشش رو ایفا کنه. 👌
سریال، ترجمه خیلی روان و بومیسازی شدهای داشت. چند تا مثال براتون بزنم مثل: عزت زیاد، ناکسا، مُخِ گرامی، ایها الناس، داداچ، یا پنج تن و از همه جالبتر ترجمه OMG بود که شده بود یا حضرت عباس.
شخصیتهای سریال
پترا:
در ابتدا نمونهی «ستارهی کمی خودشیفته»ست؛ زنی که قدرت، شهرت و زیباییش باعث شده انسانها رو اونطور که باید، نبینه اما وقتی مجبور میشه دنیا رو از چشم یه مردِ نظامی ببینه، کمکم مفهوم مسئولیت، احترام و محدودیت رو درک میکنه. پترا که به مردها بیتوجه بود، بعد از جابهجایی روحها میفهمه «قدرت مردونه» همیشه انتخاب نیست؛ گاهی باریه رو شانهها.
کاپیتان رامین:
ظاهرش مردِ عملِ اما در باطن، کودکِ لوسیِ که فکر میکنه تعهد یعنی زندان. زندگی تو بدنِ پترا، اون رو وادار میکنه دنیا رو از جنبههایی ببینه که تا حالا بهش دقت نداشته. رامین، مردی که زنان رو احساسی میدید، حالا باید با نگاههای سنگین، شایعهها، تهمتها و قضاوتهای بیرحمانه کنار بیاد.
از کَلکَل به عشق:
یکی از نقاطِ قوتِ مهمِ سریال، مسیرِ تدریجیِ تغییرِ رابطهی پترا و رامینِ؛ نه عاشق شدنشون ناگهانیِ، نه تغییرشون شعاری. اونها اول مجبور میشن همدیگر رو تحمل کنن، بعد بفهمن، بعد احترام بگذارن و تازه بعدش عشق شکل میگیره. این مسیر باعث میشه عشق نهاییشون باورپذیر باشه، نه از جنس «دیدمت، مُردم» بلکه از جنس:
«دیدمت، فهمیدم اشتباه میکردم.»
طنز؛ نه فقط برای خنده:
طنز سریال، مخصوصاً تو نیمهی اول، چند کار همزمان میکنه:
شخصیتها رو افشا میکنه.
غرورشون رو مسخره میکنه.
و اجازه نمیده پیامهای اخلاقی، نصیحتوار بشن.
راه رفتنِ نازدار پترا در بدنِ مردانهِ رامین، وسواسهای پوستیش، ژستهای لطیف و در مقابل قدرتِ بدنیِ رامین در بدن زنانهِ پترا، فقط شوخی نیست؛ تمسخر کلیشههاست.
از اغراق تا تعادل:
بله، سریال گاهی اغراق میکنه حتی بعضی سوءتفاهمها میتونست زودتر حل بشه اما این اغراق، کنترلشدهست و در خدمت ژانر کمدی-فانتزی باقی میمونه. سریال هیچوقت از خودش توقع «واقعگراییِ اجتماعیِ محض» نداره و همین صداقتش، نجاتش میده.
پایان سریال، نتیجهی همون سفریِ که از ابتدا وعدهاش داده شده بود:
نه فقط وصالِ عاشقانه، بلکه اصلاحِ شخصیت. پترا و رامین به آدمهای بهتری تبدیل میشن، نه چون عاشق شدن، بلکه چون اول فهمیدن. لایهی پنهانتر داستان اینه که «جنسیت» تبدیل به تجربه میشه و نکتهی هوشمندانهی Leh Lub Salub Rang اینه که جابهجایی روحها فقط برای خنده نیست. سریال عمداً پترا و رامین رو تو بدنی میذاره که همیشه دربارهاش قضاوت میکردن.
وقتی بدنهایمان عوض شد میگه:
اگه فکر میکنی مشکل از جنس مخالفِ، احتمالاً مشکل از «درک نکردنِ»، نه جنسیت. سریال یادمون میندازه که احترام، قبل از عشق میاد و بعضی آدمها فقط وقتی درست فکر میکنن که مدتی واقعا جای بقیه زندگی کنن. سریال خیلی بیسروصدا میگه:
نه زن بودن سادهست، نه مرد بودن؛ سختیها فقط جنسشون فرق میکنه. یه کمدی فانتزیِ خوشساخت، بامزه و انسانی. 👌
از نلی خانم و تیم ترجمه بسیار سپاسگزارم. 🙏💚🌷
یعنی هم باید پول بدیم اشتراک بخریم هم پول بدیم زیرنویس. 😨😱😱😠😠😠
😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
زیرنویس ندارد؟من هر کاری میکنم چه پخش آنلاین وچه دانلود نمیاره؟!!
سلام عشقم جداست
چیکار باید بکنم جدا دانلود کردم نمیاد
ویدیو رو با مکس پلیر پخش کنین و زیرنویسو از حالت زیپ خارج کنین و روی ویدیو اضافه کنین
میشه لطفاااااا سریال the kinnaree conspiracy رو هم قرار بدین من عاشق این زوجم این سریال از همین دوتا هس لطفاااااا تعریف الکی هم نکنم سایتتون محشرهههههههههههههه
خیلی جالب و خنده دار بود
و بازیگرا واقعا خوب بازی کرده بودن